آیا همه چیز در قرآن آمده و قرآن به تنهایی برای سعادت بشر کفایت می کند؟

1 آبان 1395
245

آیا همه چیز در قرآن آمده و قرآن به تنهایی برای سعادت بشر کفایت می کند؟

پس‌ازآنکه حقانیت و جایگاه والای کتاب مقدس مسلمین به اثبات رسید سؤالی پیش می‌آید و آن اینکه آیا قرآن به‌تنهایی برنامه سعادت بشر را آورده است و آیا عمل به قرآن می‌تواند مسیر بندگی را هموار و رسیدن به قرب الهی را تسهیل نماید؟

قرآن (ثقل اکبر) با قرار گرفتن در کنار اهل‌بیت:که ثقل اصغر هستند و حدیث ثقلین را عینیت می‌بخشند؛ برنامه جامع و کامل سعادت بشر است؛ البته به‌شرط آشنایی، فهم و عمل به این دو گوهر گران‌بها!

با توجه به اینکه قبلاً اشاره کردیم عمل به قرآن درگرو فهم قرآن است؛ اهمیت حدیث مزبور بیش‌ازپیش نمایان می‌شود مضاف بر اینکه در قرآن چنین فرموده است:

(هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ)

او کسى است که این کتاب آسمانى را بر تو نازل کرد؛ که بخشى از آن، آیات «محکم» [صریح و روشن] است؛ که اساس این کتاب است؛ (و پیچیدگى آیات دیگر را برطرف مى‌کند.) و بخشى دیگر، «متشابه» (و پیچیده) است.[1]

منظور از آیات محکم آیاتی است که هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای در آن وجود ندارد مانند اینکه بگوییم قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ؛ اما آیاتی وجود دارد که انسان از آن برداشتی غیر صحیح می‌کند برای مثال در آیه 10 از سوره مبارکه فتح چنین آمده است: يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ؛ در این مواقع برای درک بهتر و همچنین فهم معنای حقیقی بایست به تأویل و تفسیر مراجعه کنیم چراکه فرمایش خداوند است:

(وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ)

تفسیر آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‌دانند. (آن‌ها که به دنبال درک اسرار آیات قرآن‌اند) مى‌گویند: «ما به آن ایمان آوردیم؛ تمامى آن از جانب پروردگار ماست.» و جز خردمندان، متذکّر نمى‌شوند (و این حقیقت را درک نمى‌کنند).[2]

حال منظور از راسخان و پیشگامان در علم کیان‌اند؟

همان‌طور که از معنى لغوى این کلمه استفاده مى‌شود منظور از آن، کسانى هستند که در علم و دانش، ثابت‌قدم و صاحب‌نظرند.

در «اصول کافى» از امام باقر یا امام صادق8نقل‌شده است که فرمود: «پیامبر خدا بزرگ‌ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تأویل و تنزیل قرآن مى‌دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تأویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه این‌ها را مى‌دانستند».[3]

با توجه به تفسیر فوق متوجه می‌شویم برای فهم قرآن بایست به تأویل و تفسیر مراجعه کنیم؛ تأویل همان است که نزد خدا و 14 معصوم:است و تفسیر همین است که در بالا گذشت و در طول تاریخ اسلام و تشیع مفسران بزرگی بوده‌اند که درراه اعتلای فرهنگ قرآنی خدمات ارزنده‌ای ارائه نموده‌اند.

اما بازگردیم به سؤال اصلی که آیا قرآن برای مسیر بندگی و سعادت کفایت می‌کند؟

در اینجا مناسب است باز از خود قرآن استمداد طلبیم قرآن می‌فرماید:

(وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ)

و این کتاب را که بیانگر همه‌چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است، بر تو نازل کردیم.[4]

در شرح و بسط این موضوع لازم است توضیح مختصری پیرامون کم و کیف قرآن ارائه کنیم تا حق مطلب ادا شود.

قرآن مجید دارای 30 جزء و 114 سوره است، آیات قرآن 6236 آیه است و حدوداً در 600 صفحه کتابت شده است، برخی آیات مکی است بدین معنا که در مکه بر پیامبر6نازل‌شده است و غالباً آیات مکی به اصول دین مانند توحید، معاد، نبوت و...اشاره دارد؛ اما دسته دیگر آیات مدنی است که در مدینه بر قلب نازنین حضرت ختمی‌مرتبت نازل گردیده و بیشتر به مبانی تشریعی و فروع دین مانند نماز، خمس، زکات، روزه، حج و...اشاره دارد؛ حال با توجه به این محدودیت آیا می‌توان ادعا کرد همه‌چیز در قرآن آمده است؟!

در قرآن، بیان همه‌چیز هست، ولى با توجه به این نکته که قرآن یک کتاب تربیت و انسان‌سازى است که براى تکامل فرد و جامعه در همه جنبه‌هاى معنوى و مادى نازل‌شده است روشن مى‌شود که: منظور از همه‌چیز، تمام امورى است که براى پیمودن این راه لازم است، نه اینکه: قرآن یک «دائرة‌المعارف» بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضى و جغرافیائى و شیمى و فیزیک و گیاه‌شناسى و مانند آن در آن آمده است، هرچند قرآن یک دعوت کلى به کسب همه علوم و دانش‌ها کرده که تمام دانش‌هاى یادشده و غیر آن در این دعوت کلى جمع است.

به‌علاوه، گاه‌گاهی به‌تناسب بحث‌های توحیدى و تربیتى، پرده از روى قسمت‌های حساسى از علوم و دانش‌ها برداشته است، ولى، بااین‌حال، آنچه قرآن به خاطر آن نازل‌شده و هدف اصلى و نهائى قرآن را تشکیل مى‌دهد، همان مسئله انسان‌سازى است و در این زمینه، چیزى را فروگذار نکرده است.[5]

تصور برخی از لفظ «تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ» این است که به تمام کلمات، اشیاء و اتفاقات اشاره‌شده باشد؛ مثلاً در پاسخ این سؤال که آیا حضور در چت روم مجاز است، می‌گوییم مراجع جایز نمی‌دانند، فرد مقابل انتظار دارد که به واژه چت روم در قرآن اشاره‌شده باشد! چه انتظار بی‌جایی است! برخی روایات خاص است و برخی دیگر عام؛ بدین معنا که در روایت عام تحریم کلی و عمومی را ذکر می‌کند؛ مثلاً در روایت است هرگونه مایع مسکری حرام است؛ در آن زمان شراب بود؛ می‌شود گفت شراب حرام است و ویسکی حرام نیست؟ وقتی می‌گوید هر نوع مسکری حرام است، تفاوتی نمی‌کند در زمان نزول قرآن بوده باشد یا خیر، بنابراین، این‌یک حکم عمومی است و در هر زمان و مکانی مایعی که مست‌کننده باشد حرام است؛ ارتباط غیر ضرور با نامحرم در هر زمان و هر مکانی حرام است، چه در فضای حقیقی و در اجتماع و چه در فضای مجازی!

با توجه بدان چه عرض شد دانستیم امکان درج تمام الفاظ با توجه به محدودیت ظاهری وجود ندارد، اما بایست به این نکته هم توجه کنیم که آیات قرآن بواطن مختلفی دارد که برخی تا 70 بطن برای هر آیه برشمرده‌اند؛ به بیان ساده‌تر آیات قرآن علاوه بر ظاهری که دارند، باطن عمیقی نیز دارا می‌باشند که می‌تواند گویای حقایق مهمی باشد، حال اگر بشر بدان دست نیافته دلیل بر نفی نیست؛ ذکر مثالی می‌تواند مؤید این مطلب باشد؛ در آیات ابتدایی سوره مبارکه نبأ چنین می‌خوانیم:

(عَمَّ يَتَسَاءلُونَ*عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ*الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ)

آن‌ها از چه چیز از یکدیگر سؤال مى‌کنند؟!* از خبر بزرگ و پر اهمیّت (رستاخیز)!* که پیوسته در آن اختلاف دارند.[6]

در روایات زیادى که از طرق اهل‌بیت:و بعضى از طرق اهل سنت نقل‌شده، «نبأ عظیم» (خبر بزرگ) به مسئله ولایت و امامت امیر مؤمنان على7که مورد اختلاف و گفتگو از سوى جمعى بود، یا به مسئله «ولایت به‌طور اعم» تفسیر شده است. یکی از این روایات را که در بخش اهمیت ولایت اشاره کردیم در کتاب احقاق الحق، جلد 3، صفحه 484 درج‌شده است.

همان‌گونه که گفتیم، قرآن داراى بطون مختلفى است، یعنى یک آیه ممکن است معانى متعددى داشته باشد که از میان آن‌ها یک معنى ظاهر است و معانى دیگر، بطون قرآن است که به کمک قرائن مختلفى از آن استفاده مى‌شود و یا به تعبیر دیگر، نوعى دلالت التزامى است که براى همه‌کس جز خاصان روشن نیست.

تنها این آیه نیست که داراى ظاهر و باطنى است، آیات زیاد دیگرى در قرآن مجید داریم که در روایات اسلامى تفسیرهاى گوناگونى براى آن آمده که بعضى هماهنگ با ظاهر است و بعضى معنى باطن را بیان مى‌کند.

ولى، این نکته را مؤکداً یادآور مى‌شویم که: فهم باطن قرآن بدون وجود قرائن روشن، یا تفسیرهایی که از شخص پیغمبر و امامان معصوم:رسیده است، جایز نیست و وجود بطون براى قرآن نباید دستاویزى براى هوس‌بازان و منحرفان شود که آیات قرآن را هرگونه بخواهند به میل خود تفسیر کنند.[7]

علاوه بر مباحثی که گذشت، در 2 جای قرآن مجید، آمده است که ما در قرآن برای مردم از هر چیزی مثال آورده‌ایم! از سرگذشت دردناک ستمگران و سرکشان پیشین، از عواقب هولناک گناه، از انواع پندها و اندرزها، از اسرار خلقت و نظام آفرینش، از احکام و قوانین متقن، خلاصه هر چه براى هدایت انسان‌ها لازم بود، در لباس امثال براى آن‌ها شرح دادیم.[8]

منبع: کتاب مسلمان شناسنامه ای

جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید


[1] 7 آل‌عمران

[2] همان

[3] اصول کافى ج 1 ص 213 دار الکتب الاسلامیة-وسائل الشیعه ج 27 ه 179، چاپ آل البیت-بحار الانوار ج 17 ص 130 و ج 23 ص 199 و ج 89، ص 92

[4] 89 نحل

[5] تفسیر نمونه ج 11 ص 353 ذیل آیات 84 تا 89 نحل

[6] 1 تا 3 نبأ

[7] تفسیر نمونه ج 26 ص 5 ذیل آیات 1 تا 5 نبأ

[8] زمر 27-روم 58

نظرتان را ارسال نمایید