برای اینکه با الفاظی چون «امل» و «ارتجاعی» خطاب می کنند بدحجاب شدیم

1 آبان 1395
445

برای اینکه با الفاظی چون «امل» و «ارتجاعی» خطاب می کنند بدحجاب شدیم

متأسفانه عده‌ای تحت‌فشار اطرافیان و جو حاکم بر جوامع اعم از خانوادگی و اجتماعی از ارزش‌ها و فضیلت‌های خود چشم‌پوشی می‌کنند و به دیگران می‌پیوندند؛ این مورد تنها در مسئله حجاب و عفاف نیست، بلکه می‌تواند شئون مختلف را در برگیرد، می‌توان گفت خمیرمایه این تغییرات، زیر پا نهادن اعتقادات و اخلاقیات است، حال در هر زمینه‌ای که می‌خواهد باشد، برای مثال جوان حزب‌اللهی و مؤمن دانشجو که دارای محاسن است از طرف همکلاسی‌ها مورد تمسخر واقع می‌شود؛ در خطاب به او می‌گویند برادر به ریش نیست به ریشه‌ست! ما با شنیدن چنین حرفی تعجب می‌کنیم که نکند این عده از حرمت ریش‌تراشی بی‌اطلاع باشند! علاوه بر این، چنین حرفی منطق عقلایی ندارد؛ حالا که حرف از ریشه است ما هم برای پاسخ قانع‌کننده و استدلال قوی از درخت مثالی می‌زنیم: فرض کنید نهال درخت پرتقال را در باغچه کاشته‌ایم و بعد از چند سال میوه نمی‌دهد؛ آیا داشتن ریشه این درخت کفایت می‌کند؟ به‌بیان‌دیگر آیا ما طعم پرتقال را می‌چشیم بدون آن‌که محصول پرتقالی از درخت به دست ما برسد؟! پس درخت پرتقال زمانی درخت پرتقال است که هم ریشه داشته باشد و هم ریش؛ که در اینجا منظور از ریش همان میوه و ثمره درخت است؛ (دقت کنید) مگر ما مسلمان نیستیم؟! چگونه بین یک مسلمان و لائیک می‌توان تفاوت قائل شد؟! آیا به‌صرف گفتن اینکه ما مسلمان هستیم کفایت می‌کند؟ پس معلوم می‌شود هم به ریش است و هم به ریشه![1]

اما اینکه چرا اسلام ریش‌تراشی را منع کرده و به مردان سفارش کرده تا دارای محاسن باشند بحث مبسوطی را می‌طلبد که در مجال اندک و مقال کوتاه ما نمی‌گنجد اما برای تفهیم هر چه ساده‌تر به ذکر دو مثال بسنده می‌کنیم؛ قطعاً همه می‌دانیم خداوند هر آنچه را دستور داده به سود بشر بوده و در مقابل از هر آنچه منع کرده قصد داشته زیانی را از او برطرف نماید؛ فرض کنید تابستان است و شما وضو می‌گیرید؛ در هوای گرم تابستان رطوبتی که بر محاسن انسان باقی می‌ماند، موجب می‌شود تا فرد مدت‌زمان بیشتری احساس خنکی کند! در مقابل در سرمای زمستان، وجود محاسن موجب می‌شود تا فرد احساس سرمای کمتری کند؛ علاوه بر این‌ها در پوست صورت منافذی وجود دارد که دریچه‌های تنفسی پوست است و با تراشیدن صورت به‌وسیله تیغ، آن منافذ از بین رفته و موجب آسیب رساندن به پوست می‌شود؛ با این مقدمه به استقبال بحث کلی می‌رویم؛ چرا عده‌ای اهل ایمان را با الفاظی چون امل، عقب‌افتاده و ارتجاعی مورد خطاب قرار داده و مارک سنتی بودن[2] به ایشان می‌چسبانند؟ مگر دین‌داری و تدین ایشان ضرری به دیگران می‌زند؟

نقل است که عابدی پای در سرزمین وبا زده‌ای گذاشت؛ مردم آنجا چون او را شبیه خود نمی‌دیدند، خطاب به او گفتند تو بیماری! درحالی‌که خودشان بیمار بودند!

با بررسی تاریخ اسلام، خصوصاً زندگی پیامبر عظیم‌الشان؛ نتیجه جالبی حاصل می‌شود و آن اینکه مخالفان پیامبر ازآن‌جهت که منافع خود را درخطر می‌دیدند با حضرت به مخالفت برخاستند؛ امروز هم عده‌ای که در پی فرار از احکام دینی هستند، برای توجیه کار خویش می‌کوشند تا اهل ایمان را تخطئه کنند و بدین‌وسیله مانع بیداری وجدان خفته خود شوند؛ این افراد در پی لذت‌جویی غیر حلال هستند و چون مؤمنین را سدّی بر راه خویش می‌بینند که ممکن است با رفتار و یا حتی گفتار خود آنان را نصیحت کنند، پیش‌دستی می‌کنند، این عمل با دو هدف صورت می‌گیرد؛ یا اهل ایمان هم بسان آن‌ها پا روی عقاید و اخلاق اسلامی می‌گذارد، یا اگر عقیده راسخ خود را حفظ کرد دیگر کاری به کار ایشان ندارد! حاشا و کلا-مومن حقیقی هرگز از فریضه امربه‌معروف و نهی از منکر که سابقاً به شکل مفصلی بدان پرداختیم چشم‌پوشی نخواهد کرد و در مسیر حفظ ایمان پایداری می‌کند، چراکه به وعده الهی یقین دارد که فرمود:

(إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ)

به‌یقین کسانی که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است.» سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‌شوند که: نترسید و غمگین مباشید و بشارت باد بر شما به آن بهشتى که به شما وعده داده‌شده است![3]

بسیارند کسانى که دم از عشق به الله مى‌زنند، ولى در عمل استقامت ندارند، افرادى سست و ناتوان‌اند که وقتى در برابر طوفان شهوات قرار مى‌گیرند، با ایمان وداع کرده و در عمل مشرک مى‌شوند و هنگامی‌که منافعشان به خطر مى‌افتد همان ایمان ضعیف و مختصر را نیز از دست مى‌دهند.[4]

فرد اگر واقعاً اهل ایمان است باید قاعده «وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ» به معنای از ملامت هیچ ملامت کننده‌اى نمى‌هراسند را ملاک عمل قرار دهد؛ بسیارى از افراد را مى‌شناسیم که داراى صفات ممتازى هستند، اما در مقابل غوغاى محیط و هجوم افکار عوام و اکثریت‌هاى منحرف، بسیار محافظه‌کار، ترسو و کم‌جرئت‌اند و زود در برابر آن‌ها میدان را خالى مى‌کنند.[5]

روزی حضرت موسی7به خداوند عرض کرد: پروردگارا! مرا از (شر) زبان مردم حفظ کن خطاب رسید: ای موسی! زبان مردم را درباره خود حفظ نکردم چه رسد به تو.[6]

آنان که مؤمنین را امل خطاب می‌کنند و قصدشان تمسخر و استهزای ایشان است بدانند که خداوند می‌فرماید:

(زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ اتَّقَواْ فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ)

زندگى دنیا براى کافران زینت داده‌شده است؛ (ازاین‌رو) افراد باایمان (و تهى‌دست) را مسخره مى‌کنند؛ درحالی‌که پرهیزگاران در روز رستاخیز، بالاتر از آنان هستند؛ و خداوند، هر کس را بخواهد بدون حساب روزى مى‌دهد.[7]

همیشه افراد بی‌ایمان و دنیاپرست که سخت فریفته زرق‌وبرق دنیا مى‌باشند و افق دیدشان از چهاردیواری ماده فراتر نمى‌رود، امکانات مادى را مقیاس ارزیابى همه ارزش‌ها مى‌دانند.[8] مسلماً در آیه مزبور منظور از کفار، کفار صدر اسلام نیست، همان‌طور که قبلاً عرض کردیم، مشرک و کافر امروز هم وجود دارد و مثال‌هایی سابق بر این آورده‌‌ایم، همچنین تمسخر محدود به مادیات نیست، بلکه مخالفین دین و آنان که توانایی دین‌داری ندارند و اسیر نفس خویش هستند، دین‌داری و تواضع در برابر پروردگار از جانب متّقین را هم مورد تمسخر و استهزاء قرار می‌دهند. در جای دیگری از قرآن مجید خطاب به پیامبر گرامی چنین می‌خوانیم:

(إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ)

به‌یقین ما شرّ استهزا کنندگان را از تو دفع کردیم.[9]

بعدازاین وعده حتی از حالات درونی پیامبر خبر داده و می‌فرماید:(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ*فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ)

ما مى‌دانیم سینه‌ات ازآنچه آن‌ها مى‌گویند تنگ مى‌شود (و تو را سخت ناراحت مى‌کنند)*(براى دفع این ناراحتى) پروردگارت را تسبیح‌گو و ستایش نما؛ و از سجده کنندگان باش.[10]

از این آیات دانسته می‌شود، تمسخر و استهزاء موجب ناراحتی مؤمنین می‌شود و راه درمان این ناراحتی‌ها عبد بودن است و انجام تکالیف شرعی؛ درست است که در روایات ما آمده دین‌داری در آخرالزمان همچون نگه‌داشتن گدازه آتش در دست است اما مؤمن به آیه دیگری از قرآن مجید دل‌خوش می‌کند که فرمود:

(إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ)

خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند دفاع مى‌کند؛ خداوند هیچ خیانت‌کار ناسپاسى را دوست ندارد.[11]

این وعده الهى مخصوص مؤمنان عصر پیامبر6در برابر مشرکان نبود، حکمى است جارى و سارى در تمام اعصار و قرون، مهم آن است که: ما مصداق «الَّذِینَ آمَنُوا» باشیم که دفاع الهى به دنبال آن، حتمى است و تخلف‌ناپذیر، آرى، خدا از مؤمنان دفاع مى‌کند و در پایان آیه، موضع مشرکان و هم‌مسلکان آن‌ها را در پیشگاه خدا با این عبارت روشن مى‌سازد: «خداوند هیچ خیانت‌کار کفران کننده‌اى را دوست ندارد»![12]

دانشمندان بزرگی از غرب به اسلام گرویده‌اند[13]، آن‌ها که به‌مراتب بالایی از علوم روز رسیده‌اند به حقانیت اسلام پی برده‌اند؛ می‌شود گفت ایشان امل هستند و در مقابل عده‌ای که فاقد هویت هستند و به تقلید کورکورانه روی آورده‌اند متجدد و امروزی‌اند؟! یقیناً امل کسی‌ست که راهِ رفته عده‌ای که الآن به ‌اشتباه بودن مسیرشان معترف‌اند را در پیش‌گرفته است؛ چراکه آزموده را آزمودن خطاست؛ هرزگی که کاری ندارد، مانند آن است که کسی از بالای سرسره خود را رها کند؛ اما در مقابل دین‌داری سخت است، چراکه فرد همچون یک کوهنورد قصد صعود و ترقی دارد و این بدون زحمت امکان‌پذیر نیست!

ما حضرت زهرای مرضیه و زینب کبری8را داریم؛ ما علی‌اکبر و ابوالفضل8باغیرت را داریم؛ باید به این بیندیشیم که امام زمان(عج) از چه کسی رضایت دارد؟ آن‌که راه مادرش فاطمه3را می‌رود یا آن‌که بدحجاب است و بی‌نماز؟ باید تأمل‌کنیم و ببینیم آیا حضرت آن‌که پای در مسیر غیرت و شرف امام حسین7و عاشوراییان می‌گذارد را دوست می‌دارد یا شخص لاابالی را؟ پاسخ این سؤالات مشخص است!

اقوام روزگار به اخـلاق زنده‌اند***قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی ست

پسر مؤمن و دختر مؤمنه که مقید به اخلاق و آداب شرعی‌ست نه‌تنها امل نیست بلکه گل است؛ و با گل سرسبد هستی سنخیت دارد.

منبع: کتاب مسلمان شناسنامه ای

جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید


[1] البته ریش‌دارهایی هم هستند که بی‌ریشه‌اند؛ وهابی‌ها و مذهبی نماها از این قماش‌اند.

[2] البته سنتی بودن به‌تمام‌معنا مذموم نیست.

[3] 30 فصلت

[4] تفسیر نمونه ج 20 ص 269 ذیل آیات 30 تا 30 فصلت

[5] تفسیر نمونه ج 4 ص 415

[6] گلشن لطایف ج 2 ص 207 طبق نقل 1001 حکایت اخلاقی ص 53

[7] 212 بقره

[8] تفسیر نمونه ج 2 ص 91

[9] 95 حجر

[10] 97 و 98 حجر

[11] 38 حج

[12] تفسیر نمونه ج 14 ص 105 ذیل آیات 36 تا 38 حج

[13] به‌تازگی پروفسور «رودريک آگورتمن» به دين مبين اسلام و مذهب تشيع مشرف شد و نام مبارک «علي» را براي خود برگزيد.

پروفسور رودريک آگورتمن يک چهره شناخته‌شده در اروپا است که آزمايشگاه بزرگي درزمینهٔ ميکروبيولوژي در کشور سوئيس دارد و استاد رشته اقتصاد است.وي گفت: از زمان دانشجويي خودم با دانشجويان ايراني و مسلمان آشنا بودم و همين موضوع سبب شد که با اسلام آشنا شوم. او براي اينکه مسلمان شود سه بار کل قرآن را مطالعه کرد و با جان‌ودل اسلام را پذيرفت. (طبق نقل سایت شبکه جهانی ولایت)



نظرتان را ارسال نمایید