ترویج بی حیایی و استفاده شیطان از زنان برای گمراه کردن مردم

1 آبان 1395
372

ترویج بی حیایی و استفاده شیطان از زنان برای گمراه کردن مردم

اولین گام شیطان برای انحراف جوامع بشری ترویج بی حیایی ست:

فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا

سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد.(20 اعراف)

مادی گرایی و زینت گرایی عامل مهمی ست برای ترویج بی بند و باری و بی حیایی؛ اما برای اینکه بدانیم چه چیزهایی برای بشر زینت داده شده است باز به کتاب الهی متوسل می شویم که فرمود:

زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ

محبّت امور مادى، از (قبیل) زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبهاى ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند)(14 آل عمران)

در آیه مورد بحث نخستین موضوعى که ذکر شده است همسران و زنان مى باشند و این همان است که کارشناسان امروز مى گویند که: غریزه جنسى از نیرومندترین غرایز انسان است، تاریخ معاصر و گذشته نیز تأیید مى کند که سرچشمه بسیارى از حوادث اجتماعى طوفان هاى ناشى از این غریزه بوده است

ذکر این نکته نیز لازم است که آیه مورد بحث، و سایر آیات مشابه آن هیچ گاه علاقه معتدل نسبت به زن و فرزندان و اموال و ثروت را نکوهش نمى کند؛ زیرا پیشبرد اهداف معنوى بدون وسایل مادى ممکن نیست.

به علاوه قانون شریعت هرگز بر ضد قانون خلقت و آفرینش نمى تواند باشد، آنچه مورد نکوهش است عشق و علاقه افراطى و به عبارت دیگر «پرستش» این موضوعات است.

همان گونه که اشاره شد در میان نعمت هاى مادى زنان را مقدم داشته چرا که در مقایسه با دیگر نعمت ها نقش مهم ترى در جلب افکار دنیا پرستان و اقدام آنها بر جنایات هولناک دارد! (نمونه 14 آل عمران)

در ادامه آیه چنین می خوانیم:

ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ(*)قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ

اینها وسایل گذران زندگى دنیا است (و هدف نهایى نمى باشد)؛ و سرانجام نیک (و زندگى والا و جاویدان)، نزد خداست؛ بگو: آیا شما را از چیزى آگاه کنم که از این(سرمایه هاى مادى) بهتر است؟ براى کسانى که پرهیزگارى پیشه کرده اند، (و از این سرمایه ها، در راه مشروع استفاده مى کنند،) در نزد پروردگارشان، باغهایى بهشتى است که نهرها از پاى درختانش مى گذرد؛ جاودانه در آن خواهند بود؛ و همسرانى پاکیزه، و خشنودى خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (اعمال) بندگان (با ایمان)، بیناست.(14 و 15 آل عمران)

آرى، این باغ هاى بهشتى بر خلاف غالب باغ هاى این جهان، هرگز آب روان از پاى درختانش قطع نمى شود.

و بر خلاف مواهب مادى این جهان، که بسیار زودگذر و ناپایدار است جاودانى و ابدى است.

همسران آن جهان، بر خلاف بسیارى از زیبارویان این جهان، هیچ نقطه تاریک و منفى در جسم و جان آنها نیست و از هر عیب و نقصى پاک و پاکیزه اند، همه اینها در یک طرف.

و مسأله خشنودى خداوند (رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ) که برترین نعمت هاى معنوى است یک طرف.

در واقع، قرآن مجید در این آیه، به افراد با ایمان اعلام مى کند که اگر به زندگى حلال دنیا قناعت کنند، و از لذات نامشروع و هوس هاى سرکش و ظلم و ستم به دیگران بپرهیزند، خداوند لذاتى برتر و بالاتر در جهت مادى و معنوى که از هر گونه عیب و نقص پاک و پاکیزه است، نصیب آنها خواهد کرد(نمونه 15 آل عمران)

این آیات در حقیقت مهر تاییدی ست بر آنچه در جای دیگری از قرآن مجید می فرماید:

مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ

آنچه نزد شماست از میان مى رود؛ و آنچه نزد خداست باقى مى ماند(96 نحل)

اگر این امور دنیایی موجب فراموشی خدا شود، باعث خسران خواهد بود و دربرگیرنده عذاب الهی ست

منافع مادى، هر چند ظاهراً بزرگ باشند اما همچون حبابى بر سطح آب بیش نیستند، در حالى که پاداش الهى-که همچون ذات مقدسش جاویدان است-از همه اینها برتر و بالاتر است

طبیعت زندگى این جهان مادى، فنا و نابودى است، محکمترین بناها، بادوام ترین حکومتها، قویترین انسانها، و هر چیز که از آن مستحکم تر نباشد، سرانجام کهنه و فرسوده و سپس نابود مى شود، و همه بدون استثناء خلل پذیرند.

اما اگر بتوان این موجودات را به نحوى با ذات پاک خداوند، پیوند داد و براى او و در راه او به کار انداخت، رنگ جاودانگى به خود مى گیرند، چرا که ذات پاکش ابدى است و هر چیز نسبتى با او دارد، رنگ ابدیت مى یابد.

اعمال صالح، ابدى هستند، شهیدان حیات جاویدان دارند، پیامبران، امامان، دانشمندان راستین، و مجاهدان راه حق، تاریخشان، توأم با ابدیت است، چرا که همه رنگ الهى دارند.

به همین دلیل، آیه فوق به ما هشدار مى دهد: بیائید سرمایه هاى وجودى خود را از فناپذیرى نجات بخشید، و در صندوق پس اندازى، ذخیره کنید که دست تطاول ایام به محتویاتش نمى رسد، و گذشت شب و روز، آن را به فنا و نیستى سوق نمى دهد.

بیائید و سرمایه هاى خود را براى خدا و در راه خلق خدا و جلب رضاى او به کار اندازید تا مصداق «عِنْدَ اللّه» گردد، و به مقتضاى «ما عَنْدَ اللّهِ باق» باقى و برقرار شود.(نمونه 96 نحل)

و این حقیقتی ست که خداوند می فرماید:

قُلْ إِن كَانَ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَآؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُواْ حَتَّى يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ

بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما، و اموالى که به دست آورده اید، و تجارتى که از کساد شدنش مى ترسید، و خانه هایى که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او محبوبتر است، در انتظار این باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند! و خداوند گروه فاسقان را هدایت نمى کند. (24 توبه)

در آیه بالا خطوط اصلى ایمان راستین از ایمان آلوده به شرک و نفاق ترسیم شده است و حدّ فاصل میان مؤمنان واقعى و افراد ضعیف الایمان مشخص گردیده و با صراحت مى گوید: اگر سرمایه هاى هشتگانه زندگى مادى که چهار قسمت آن مربوط به نزدیک ترین خویشاوندان (پدران و فرزندان و برادران و همسران)، و یک قسمت مربوط به گروه اجتماعى و عشیره و قبیله است، و قسمت دیگرى مربوط به سرمایه ها و اندوخته ها، و قسمتى مربوط به رونق تجارت و کسب و کار، و سرانجام قسمتى به خانه هاى مرفه ارتباط دارد، در نظر انسان پرارزش تر و گران بهاتر از خدا و پیامبر(ص) و جهاد و اطاعت فرمان او است تا آنجا که حاضر نیست آنها را فداى دین کند، معلوم مى شود ایمان واقعى و کامل تحقق نیافته است.

آن روز حقیقت و روح ایمان با تمام ارزش هایش تجلى مى کند که در مورد چنین فداکارى و گذشت تردید نداشته باشد.

به علاوه آنها که آماده چنین گذشتى نیستند، در واقع به خویش و جامعه خویش ستم مى کنند، و حتى از آنچه مى ترسند در آن خواهند افتاد؛ زیرا ملتى که در گذرگاه هاى تاریخ و لحظات سرنوشت، آماده چنین فداکارى هائى نباشند، دیر یا زود مواجه با شکست مى شود و همان خویشاوندان و اموال و سرمایه هائى که به خاطر دلبستگى به آن از جهاد چشم پوشیده است به خطر مى افتند و در چنگال دشمن نیست و نابود خواهند شد.(نمونه 24 توبه)

متاسفانه گاهی پدران برای تامین آسایش خانواده دست به انواع جنایت ها و خیانت ها می زنند تا به منافع اقتصادی محدود دنیا دست یابند؛ در این راه از هیچگونه حرامخوری، حق کشی و انحرافات اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی و اقتصادی ابائی ندارند؛ اما شاید این پدران هنوز باور ندارند که دنیا فانی ست و یکی از 4 سوال قیامت این است که مالت را از چه راهی کسب کردی و در چه راهی صرف نمودی؟! در روایت است یکی از 4 نفری که در قیامت حسرت می خورد، همین فرد است؛ کسی که به هر طریقی از مشروع و نامشروع مالی را جمع کرده و اجل مهلت استفاده از آن را به او نمی دهد، مال برای ورثه می ماند و او باید پاسخگوی اعمال ناشایست خویش باشد

این حدیث را غالباً شنیده ایم که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: حبّ الدنیا رأس کل خطیئه؛ دنیا پرستى سرچشمه همه گناهان است

مطالعه پرونده هاى جنایى، نشان مى دهد که دعواها و نزاع هاى خونین و منجر به قتل معمولا براى تصاحب مال و یا مقام یا همسر دیگرى و یا انتقامجویى هایى که آن هم ریشه مادى دارد، صورت مى گیرد، آن کس که خشمگین مى شود و به گفته خودش، خون چشمانش را مى گیرد و چند ضربه چاقو، بى گناه یا با گناهى را که مجازاتش قتل نبوده نقش بر زمین مى کند، حتماً او را مزاحم منافع مادى خود دیده که این چنین از او انتقام مى گیرد. همچنین آن کس که به اموال بیت المال یا خصوصى تجاوز مى کند این اموال را براى صرف در راه خیر و کمک به مستضعفان نمى خواهد، بلکه عشق بى حساب به مادیّات انگیزه اصلى او را تشکیل مى دهد، و اتّفاقاً متجاوزان بزرگ غالباً افرادى هستند که تمکّن مالى کافى دارند، حتى گاه در اینکه چگونه اموال موجودشان را مصرف کنند حیران مى مانند. اما «حب مال» انگیزه جنایات آنها است.

همچنین انحرافات اخلاقى و تسلیم در برابر شهوات به هر قیمت که تمام شود، آیا انگیزه معنوى دارد؟

و نیز افراد و گروهک هاى جاه طلب که براى رسیدن به قدرت و مقام هیچ قید و شرطى را به رسمیت نمى شناسند، چه انگیزه اى جز «حب دنیا» آنها را وادار به انواع تخلفها و قانون شکنى ها و جنایات مى کند.

خلاصه پى گیرى انگیزه هاى جرایم و جنایات و انواع گناهان نشان مى دهد که عشق و دلباختگى به مادیّات در رأس همه آنها قرار دارد. این عشق و دلباختگى عقل و ایمان انسان را مى دزدد. چشم و گوش او را کر مى کند، نام و ننگ را براى او یکسان مى سازد، و خواب و آرام را از او مى گیرد و سرانجام در منجلاب گناه سقوط مى کند(جامعه سالم در پرتو اخلاق-سرچشمه اصلی گناهان)

از این تعابیر، دانسته می شود که مواهب دنیایی فی حد ذاته نه تنها بد نیست بلکه می تواند مایه قرب به خداوند باشد، آنچه مذموم است و شیطان آن را در رئوس برنامه های خود مورد توجه و تتبع قرار داده است، دنیاپرستی و لذت جویی و تحصیل مال از هر طریق غیر مشروع است! یعنی به واسطه این زینت های دنیایی انسان را اغوا نموده و فریب دهد، نتیجه این دنیا دوستی، غفلت از یاد خدا خواهد بود که آرزوی دیرینه شیطان است.

منبع: کتاب مسلمان شناسنامه ای

جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید



نظرتان را ارسال نمایید