چهارراه شیطان برای فریب و اغوای مردم

1 آبان 1395
452

چهارراه شیطان برای فریب و اغوای مردم

شیطان برای دست یابی به این اهداف از چند وسیله استفاده می کند و قرآن مجید چه زیبا اشاره فرموده است:

وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَالأَوْلادِ وَعِدْهُمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلاَّ غُرُورًا

هر کدام از آنها را مى توانى با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوى! و آنها را با وعده ها سرگرم کن! ولى شیطان، جز فریب و دروغ، وعده اى به آنها نمى دهد(64 اسراء)

قرآن، در آیه فوق به چهار بخش مهم و اصولى از این وسائل، اشاره کرده و به انسان ها مى گوید: از چهار طرف مراقب خویش باشند:

الف: برنامه هاى تبلیغاتى: جمله «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ» که بعضى از مفسران آن را تنها به معنى نغمه هاى هوس انگیز موسیقى و خوانندگى تفسیر کرده اند، معنى وسیعى دارد که: هر گونه تبلیغات گمراه کننده را که در آن از وسائل صوتى و سمعى استفاده مى شود، شامل مى گردد.(برای مطالعه بیشتر به بخش موسیقی و همچنین تکنولوژی های نو مراجعه کنید)

ب: استفاده از نیروى نظامى: این منحصر به عصر و زمان ما نیست که شیاطین براى یافتن منطقه هاى نفوذ، به قدرت نظامى متوسّل مى شوند، همیشه بازوى نظامى یکى از بازوهاى مهم و خطرناک همه جبّاران و ستمگران جهان بوده است.

معروف است که جوانی در جستجوی شیطان بوده تا ببیند چگونه به فریب مردم می پردازد! از قضا شیطان در برابر او ظاهر می شود، با هم قرار می گذارند تا مدتی به اغوا و فریب مردم بپردازند! جوان از آن لحظه به انواع جنایات می پردازد، از قتل و غارت گرفته تا هر آنچه قلم از بیانش شرم دارد...وقتی روز ملاقات او با شیطان فرا می رسد؛ طوماری باز می کند و اعمال مجرمانه خود را برای وی لیست می کند، از شیطان میزان فریب و اعمال خرابکارانه اش را جویا می شود؛ شیطان در پاسخ چنین می گوید: فقط و فقط در مدت چند روز توانستم جوانی را وسوسه کنم تا بدنبال دختری افتد، ابتدا نامه ای به او داد، سپس در پی او بود تا توانست او را به خانه خود دعوت کند، پس از حضور دختر در این مهمانی شیطانی، شد آنچه نمی بایست می شد، جوان بر افروخت و از طرفی شادمان در مقام تمسخر او گفت: همین، فقط اغفال دختر و پسر! من چنین و چنان کردم، انواع جنایت ها را مرتکب شدم، تو فقط دو نفر جوان را فریب داده ای؟ شیطان در پاسخ گفت: از آن رابطه گناه آلود، طفل حرام زاده ای همچون تو بوجود می آید که مابقی کارها را خود انجام خواهد داد؛ یعنی تو و امثال تو سربازان من هستید که در راستای اهداف من مرتکب جنایت هایی بزرگی می شوید! و شاید آیه ذیل اشاره به همین روند باشد که می فرماید:

اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُوْلَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ

شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده؛ آنان حزب شیطانند. بدانید حزب شیطان زیانکارانند(19 مجادله)

آرى، منافقان دروغگو و مغرور به مال و مقام، سرنوشتى جز این ندارند که در بست در اختیار شیطان و وسوسه هاى او قرار مى گیرند، و خدا را به کلى فراموش مى کنند، نه تنها منحرف مى شوند، که در زمره عمال شیطان و اعوان، انصار، لشکر و حزب او براى گمراه ساختن دیگران، قرار مى گیرند.(نمونه 19 مجادله)

ج: برنامه هاى اقتصادى و ظاهراً انسانى: یکى دیگر از وسائل مؤثر نفوذ شیطان از طریق شرکت در اموال و نفوس است، باز در اینجا مى بینیم: بعضى از مفسران «شرکت در اموال» را منحصراً به معنى «ربا»، و شرکت در «اولاد» را فقط به معنى فرزندان نامشروع دانسته اند.

در حالى که این دو کلمه، معنى بسیار وسیع ترى دارد که همه اموال حرام، فرزندان نامشروع و غیر آن را شامل مى شود.

د: برنامه هاى مخرّب روانى: استفاده از وعده هاى مغرور کننده و انواع فریب ها و نیرنگ ها یکى دیگر از برنامه هاى شیطان ها است، آنها روانشناسان و روانکاوان ماهرى را براى اغفال و فریب مردم ساده دل و حتى هوشیار تربیت کرده اند، گاهى، به نام این که: دروازه تمدن بزرگ در چند قدمى آنها است، و یا این که: در آینده نزدیکى در ردیف اولین کشورهاى متمدن و پیشرو قرار خواهند گرفت، و یا این که: نسل آنها نسل نمونه و بى نظیرى است که مى تواند در پرتو برنامه هاى آنان، به اوج عظمت برسد و امثال این خیالات و پندارها، آنها را سرگرم مى سازند که همه، در جمله «وَعِدْهُمْ» خلاصه مى شود!

و گاهى به عکس، از طریق تحقیر، تضعیف روحیه و این که: آنها هرگز توانائى مبارزه با قدرت هاى عظیم جهانى را ندارند و میان تمدنشان با تمدن کشورهاى پیشرفته صدها سال فاصله است، آنان را از هر گونه تلاش و کوششى باز مى دارند.

این قصه سر دراز دارد، و طرق نفوذ شیطان و لشکریان او یک راه و دو راه نیست، اینجا است که «عباد اللّه» و بندگان راستین خدا، با دلگرمى که از وعده قطعى او در این آیات به دست مى آورند به جنگ با این شیاطین برمى خیزند و کمترین وحشتى به خود راه نمى دهند و مى دانند سر و صداى شیاطین هر قدر زیاد باشد بى محتوا و تو خالى است،چرا که قرآن می فرماید:

الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا

کسانى که ایمان دارند، در راه خدا پیکار مى کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر. ]پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید؛ (و از آنها نهراسید) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.(76 نساء)

با قدرت ایمان و توکّل بر خدا بر همه آنها مى توان پیروز شد و نقشه هاشان را نقش بر آب کرد، چنان که قرآن مى گوید: وَ کَفى بِرَبِّکَ وَکِیلاً: خداوند بهترین حافظ و نگاهبان و یار و یاور آنها است (نمونه 64 نساء)

دلیل این ضعف و ناتوانى روشن است؛ زیرا:

از یکسو افراد با ایمان در مسیر اهداف و حقایقى گام بر مى دارند که با قانون آفرینش هماهنگ و هم صدا است و رنگ ابدى و جاودانى دارد، آنها در راه آزاد ساختن انسان ها و از بین بردن مظاهر ظلم و ستم پیکار مى کنند.

در حالى که طرفداران طاغوت در مسیر استعمار و استثمار بشر و شهوات زودگذرى که اثر آن ویرانى اجتماع و بر خلاف قانون آفرینش است تلاش و کوشش مى نمایند.

و از سوى دیگر افراد با ایمان به اتکاى نیروهاى معنوى آرامشى دارند که پیروزى آنها را تضمین مى کند و به آنها قوت مى بخشد، در حالى که افراد بى ایمان تکیه گاه محکمى ندارند.

قابل توجه این که: در این آیه ارتباط کامل «طاغوت» با «شیطان» بیان شده که چگونه طاغوت از نیروهاى مختلف اهریمنى مدد مى گیرد، تا آنجا که مى گوید: یاران طاغوت همان یاران شیطانند، چنان که در آیه 27 سوره «اعراف» نیز همین مضمون آمده است، مى فرماید: اِنّا جَعَلْنَا الشَّیاطِیْنَ أَوْلِیآءَ لِلَّذِیْنَ لایُؤْمِنُونَ: ما شیاطین را سرپرست افراد بى ایمان قرار دادیم.(نمونه 76 نساء)

منبع: کتاب مسلمان شناسنامه ای

جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید



نظرتان را ارسال نمایید