روز نوشت

مگه میمونم که تقلید کنم؟ | اهمیت مرجعیت و عاقبت بی احترامی به علما

اهمیت مرجعیت و لزوم تبعیت و تقلید از مرجعیت

یک مجتهد که در رساله عملیه، حلال و حرام می‌نویسد چه‌کار می‌کند؟ از کجا این احکام را درمی‌آورد؟ اصلاً مجتهد چه صیغه‌ای است؟ مگر ما عقل نداریم؟ تقلید کار میمون است! تقلید کاری است دون شأن انسان! هر انسانی باید با اندیشه خود دین و فرهنگ و آداب و سنت‌ها را بشناسد و به آن عمل کند. تقلید یعنی چه؟! تازه به فرض که پذیرفتیم به مجتهد نیاز است، مگر حکم خدا معلوم نیست؛ یک‌بار بنشینید یک جلد نه، ده جلد رساله بنویسید؛ بعد جمع کنید این بساط را! هرکسی خواست حکم را از رساله درمی‌آورد و می‌خواند، والسلام!

این ادبیات و امثال آن، حکایت از ذهنی آشفته و بی‌منطق دارد.

حرف ما با چنین افرادی این است که «اندکی آهسته‌تر، کم کن شتاب!»؛ فکر کن ببین آنچه از علم اندوخته‌ای (اگر اندوخته باشی!) از کجا گرفته‌ای؟ منبع اطلاعاتت کجاست؟ چقدر معتبر است؟ علم به خود، علم به جهان طبیعت، علم به انسان‌ها و علم به خدا.

اگر کمی فکر کنی می‌بینی کاروان علم بشر با همه دانشمندان و نخبگان و اندیشمندان فراوانی که به خود دیده؛ در طی حدود 4000 سال دانش مکتوب! چه نسبتی از کل حقایق عالم را توانسته کشف کند؟ که تو با هر استعدادی که داشته باشی طی 30 -40 سال عمرت بتوانی به آن برسی؟!  خوب بیندیش! آدمی اگر بیمار شود به پزشک مراجعه می‌کند، اگر خودرویش دچار نقص فنی شود، به مکانیک مراجعه می‌کند، اگر قصد ساخت خانه و احداث بنا داشته باشد به مهندس و معمار و همین‌طور قصد هر کاری داشته باشد به اهل‌فن و متخصص آن رشته مراجعه می‌نماید:

فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ

اگر نمى‌دانید، از آگاهان بپرسید.

علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به «اجتهاد و تقلید» و پیروى ناآگاهان در مسائل دینى از آگاهان و مجتهدین به این آیه استدلال کرده‌اند.

تمام اموری که سابقاً اشاره شد در مادیات خلاصه می‌شود، یعنی در رابطه با خلق و محیط پیرامون زندگی، اما برای رابطه با خالق و فهم درست احکام و موازین دینی بایست به چه کسی مراجعه کنیم؟ برای آگاهی از امور دینی هم بالطبع بایست به متخصص دین رجوع نمود، متخصص دین را مرجع تقلید می‌نامند.

اسلام مجموعه‌ای کامل و مدون از اصول اعتقادی، اخلاق و احکام و قوانین اجرایی است.

مرجع تقلید و مجتهد کسی است که از مجموعه فوق درزمینه‌ی سوم (احکام و قوانین اجرایی) تخصص دارد و تمام این احکام و قوانین را نه‌تنها می‌داند بلکه توان استخراج این قوانین از منابع و مدارک آن را دارا است.

کسی که خود توان رسیدن به یک علمی را دارد نباید دنبال دیگران باشد و بدیهی است که برای هیچ‌کس ممکن نیست که عالم تمام علوم شود و ناچار است در خیلی از علوم از متخصصان آن علم کمک بگیرد و به‌نوعی از آن‌ها تقلید کند. ما هم می‌گوییم بیایید و بیاموزید و مقلد نباشید.  آیا ممکن است تمام افراد برای درمان بیماری ها پزشک شوند و یا برای ساختن بنا در رشته مهندسی ساختمان تحصیل کنند؟ بنابراین همان‌طور که عقلا در اکثر مسائل روزمره از متخصّصان پیروی می‌کنند، در مسائل دینی نیز اگر متخصّص نیستند، باید به متخصّص (مرجع تقلید) مراجعه کنند.

اما برای رسیدن به این درجه، علومی موردنیاز است:

1- اطلاع کاملی از زبان عربی داشته باشد. 2- قرآن را خوب بشناسد. 3- حدیث‌شناسی (علم الحدیث) را خوب بداند. (علم رجال و درایه) 4- علم اصول فقه بداند. 5- مذاهب فقهی رایج در عصر ائمه را بشناسد. 6- قواعد فقهی را بداند. 7- تسلط بر کل ابواب فقه داشته باشد.

با توجه به آنچه گذشت 2 سؤال مطرح می‌شود، اول اینکه اگر مراجع با علوم فوق‌الذکر و با استناد به آیات و روایات، به استنباط و استخراج احکام می‌پردازند، اختلاف فتاوا بین مراجع چگونه قابل توجیه است؟! و دوم اینکه چرا مدام بایست به مراجع رجوع نمود؟! یک‌بار رساله‌ای را بنویسند و مردم از همان رساله تقلید کنند!

فرض کنید شما و دوستتان از تهران عازم مشهد مقدس برای زیارت هستید، دو راه پیش‌روی شماست، یکی از جاده سمنان می‌رود و دیگری از جاده گرگان! هرچند راه‌ها متفاوت است اما مقصد یکی است و آن مشهد است! مراجع نیز برای استخراج و استنباط احکام در علم رجال و درایه هر یک طبعاً از مسیری می‌روند که در انتها آن‌ها را به حکمی می‌رساند.

اما تعریف علم رجال:

علم رجال برای شناخت راویان احادیث رسول اکرم9و امامان معصوم:است که آیا فلان راوی عادل است یا نه؛ موثق است یا نه؛ از او مدح شده یا ذم شده؛ مهمل است، مجهول است و...شناخت مشایخ او، شاگردان او، عصر حیات و طبقه او در روایت تا بدین‌وسیله حدیث مسند از مرسل شناخته شود.

علم درایه: فهم صحیح متن حدیث کار هرکسی نیست و به هر حدیثی ابتدابه‌ساکن نمی‌شود عمل کرد. برای فهم متن حدیث چند کار صورت می‌گیرد.

اولاً، باید دید روایت کامل است یا ناقص به دست ما رسیده است.

ثانیاً، باید فهمید حدیث عین کلام معصوم است یا نقل به معنا است.

ثالثاً، مورد صدور روایت را بداند.

پس مسیر مشخص شد، اما مقصد در اینجا چیست؟ مقصد همان اطاعت از مرجع است، یعنی هر کس موظف است از مرجع خود تقلید نماید فارغ از آنکه مراجع دیگر حکمی مغایر حکم این مرجع داده باشند؛ اصل بر اطاعت است که در آیه 59 سوره نساء بدان اشاره داشتیم.

اما در مورد پرسش دوم، ازآنجاکه فقه شیعی بن‌بستی ندارد و با توجه به اینکه علم روز، بشر را با موارد جدیدی روبرو می‌کند که نیاز به فهم حکم شرعی آن دارد، مراجع عظام در مواجهه با مسائل مستحدثه با مراجعه به اصول اساسی فقه شیعه، پاسخگوی استفتائات مقلدین هستند، از همین رو ضروری می‌نماید تا مقلدین، مدام با مرجعیت در ارتباط باشند، درگذشته فضای مجازی موضوعیت نداشت، اما امروز که چت روم‌ها و شبکه‌های اجتماعی از قبیل سایبر و وایبر، لاین و ارتباط آنلاین وارد فضای زندگی مردم شده است، دانستن حکم شرعی آن نیز ضرورت می‌یابد.

متأسفانه امروز در جامعه ما، خانواده‌هایی هستند که اصلاً نمی‌دانند مرجع تقلید کیست، یا اگر بدانند مرجعی ندارند، یا اگر داشته باشند، احکام رساله را مطالعه ننموده‌اند و یا در پاره‌ای از موارد که خوانده‌اند، عمل به احکام جایگاهی در رفتار عملی ایشان ندارد؛ شأن مرجعیت بسیار بالاتر از حد تصور ماست و احترام و تعظیم ایشان وظیفه تک‌تک مسلمانان است، چراکه ایشان به فرموده آقا امام زمان، حجت ایشان بر ما هستند و قرآن جایگاه رفیعی برای ایشان قائل است.

#عاقبت بی‌احترامی به علما

از فرزند مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی;نقل است که روزی در حمام عمومی سرهنگ رژیم طاغوت در مواجهه با آیت‌الله شاه‌آبادی;جسارت و بی‌ادبی در حق وی روا می‌دارد و ایشان بسیار ناراحت می‌شود؛ فردا در جلسه درس صدای تشییع‌جنازه‌ای را می‌شنود؛ اطرافیان می‌گویند همان سرهنگی است که دیروز به شما اهانت کرد، همان موقع زبانش تاول زد و لحظه‌به‌لحظه بر شدت درد افزوده شد؛ تلاش پزشکان مثمر ثمر واقع نشد و از دنیا رفت.

علما و فقهای ما نائبان عام حضرت حجت(عج)هستند و بر انبیای بنی‌اسرائیل فضیلت دارند.

امام صادق7فرمودند: هر که فقیه مسلمانی را اکرام و احترام کند، خداوند را روز قیامت ملاقات می‌کند درحالی‌که از او راضی است و هر که فقیه مسلمانی را اهانت و بی‌احترامی کند خداوند را ملاقات می‌کند درحالی‌که بر او خشمگین است. گاهی مردم بدون اطلاع مواردی را به علما خصوصاً مراجع عظام نسبت می‌دهند که خلاف حقیقت است؛ غیبت یک عالم و یا مرجع خیلی فرق دارد با غیبت یک آدم معمولی، اگر غیبت عالمی را بکنید غیر از گناه غیبت؛ عده‌ای از متدینین را نسبت به آن عالم بدبین کرده‌اید و جلوی هدایت آن‌ها توسط آن عالم را گرفته‌اید و توبه از آن بسیار مشکل است.مشهور است که شب آن روزی که مرحوم آیت‌الله حائری؛ (مؤسس حوزه علیه قم) به لقاء‌الله پیوستند؛ خانواده ایشان شام نداشتند! حال تصور کنید روزگار کسی که غیبت چنین بزرگانی را کرده باشد.

#بدعت‌گذاری در دین

عدم ارتباط با مرجعیت و ندانستن احکام تبعاتی به بار می‌آورد که مهم‌ترین آن‌ها بدعت‌گذاری در دین است که از کبائر گناهان محسوب می‌شود و بدعت آن است که حکم و یا حدیثی را به مجموعه دین نسبت دهیم درصورتی‌که چنین نباشد.

یکی از این بدعت‌ها، خرافه ‌گری‌هایی است که بعضاً جنبه تعبدی به خود گرفته و مردم ناآگاهانه آن را تقدیس می‌کنند! برای مثال بعد از پایان ماه صفر و بامدادان؛ خانم‌ها به درب مساجد رجوع کرده و حاجت می‌خواهند و این را به‌پای حدیث و روایت می‌نویسند که چنین نیست!

بین خانم‌ها مرسوم است که جلسات توسل خانگی برگزار می‌کنند و در آن به مرثیه‌سرایی می‌پردازند؛ بسیار عالی است، اما گاهی اشخاصی که به خانم‌جلسه‌ای معروف‌اند و کارشان مداحی و تلاوت قرآن است؛ با بی‌اطلاعی مواردی را در بین مردم عوام مطرح و رایج می‌کنند که حجیت شرعی ندارد و در هیچ‌یک از منابع حدیثی معتبر ما نیامده است؛ البته این به معنای تعمیم این رفتار بین تمام این خواهران بزرگوار نیست، اما کم نیستند کسانی که تحصیلات حوزوی ندارند و قدم در وادی حدیث گذاشته‌اند، شایسته است کسانی که قصد ورود به این مباحث را دارند با کارشناسان این حوزه تعامل بیشتری داشته باشند تا خدای‌ناکرده مرتکب بدعت در دین نشوند؛ در بعضی موارد ادعیه و اورادی را به نام دین در بین مردم ترویج می‌کنند: دعای معراج، گنج العرش، شش قفل، هفت‌پیکر و غیره از این دسته‌اند!

پس لازم است برای در امان بودن از خرافه‌ گرایی با مرجعیت رابطه‌ای تنگاتنگ و همیشگی داشته باشیم و برای ذکر توسل به کتب معتبری همچون مفاتیح‌الجنان شیخ عباس قمی مراجعه کنیم.

. آیه 43 سوره نحل

. مقاله نمی‌خواهم مقلد باشم-حجت الاسلام والمسلمین سید محمدجواد بنی سعید لنگرودی

. آیه 11 سوره مجادله

. اخلاص گنج سعادت ص 82

. اخلاص گنج سعادت ص 37

Image

مدیر سامانه