غیبت

مدعیان دروغین نیابت امام مهدی | ادعای کذب نیابت پس از نایب چهارم

در بحبوحه تفرقه افکنی که با ارشادات نوّاب اربعه این قائله ختم به خیر شد، عدّه­ای فرصت­طلب پای در میدان گذاشته و ادّعای دروغین نیابت کردند. این ادّعاهای پوچ از زمان نائب دوم به بعد صورت گرفته و مطرح شد. «عثمان بن سعید» از افراد مشهور و مورد اطمینان شیعیان بود، او که از طرف امامین عسکریین وکالت داشت با توجّه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، با جهادی بزرگ نیابت را پذیرفت، چرا که دیگران جسارت گرفتار شدن در چنگال مرگ را نداشتند و از طرفی مردم به چنین چیزی عادت نکرده بودند و این کار احتیاج به زمان داشت؛ در دوره عثمان بن سعید این کار صورت گرفت و بحث نیابت مورد پذیرش مردم قرار گرفت؛ پس از او و در دوره نیابت فرزندش، به دلیل انس مردم به مسئله نیابت؛ راه برای ادّعای مدّعیان دروغین هموارتر شد با این حال بیشتر شیعیان به دلایلی فریب مدّعیان دروغین را نخوردند؛ عدم معرّفی نائب جدید از سوی «علی بن محمّد سمری»(نائب چهارم و آخر)، توقیع امام مهدی مبنی بر عدم وصیت برای انتخاب جانشین به نائب چهارم، عدم صراحت یا اشاره در روایات مبنی بر وجود نائب پنجم، عدم وجود نص خاص و عدم مشاهده کرامت در مدّعیان دروغین در حالی که از شرایط نواب خاص بوده؛ دلایلی است که راه را برای مدّعیان دروغین می­بندد، علاوه بر آن در روایات؛ غیبت امام، به تام و غیر تام تقسیم شده که غیبت صغری به جهت دسترسی واسطه­ای مردم به امام؛ تام است، اگر همین مسئله در غیبت کبری امکان­پذیر بود، دسته­بندی روایات دچار اشکال شده و در زمان غیبت کبری، غیبت تام محقّق نمی­شد. یکی دیگر از بهترین راه­های اثبات دروغگویی مدّعیان نیابت اینکه آنان مردم را به خویش فرا می­خواندند نه سمت و سوی خدا و امام زمانﺃ؛ بر خلاف نواب اربعه که کسی را به خود دعوت نمی­کردند؛ برخی از این شیّادان پا را فراتر نهاده و ادّعای مهدویت و نبوّت کردند که در جای خود به آن می­پردازیم.

شاید سؤال شود اگر این همه سند و مدرک وجود دارد؛ پس چرا این همه مدّعیان نیابت و مهدویّت بسیار بوده است؟

سستی ایمان، طمع در اموال امام، رسیدن به شهرت و انگیزه­های سیاسی را می­توان از جمله دلایل و عوامل کثرت این ادّعاهای دروغین دانست.

هوای نفس و دنیاپرستی عامل مهمّی در انحراف است؛ «محمّد بن مظفّر» معروف به «ابو دلف کاتب» پس از فوت «علی بن محمّد سمری» با وجود توقیع امام مهدی مبنی بر عدم وجود نائب خاص جدید، ادّعای نیابت کرد.و

اشخاصی همچون حسن شریعی، محمّد بن نصیر نمیری، احمد بن هلال کرخی، محمّد بن علی بن بلال، محمّد بن علی شلمغانی و ابوبکر بغدادی از دیگر مدّعیان بوده­اند.

«ابو محمّد حسن شریعی» نخستین مدّعی دروغین نیابت از اصحاب امامین عسکریین بود و در اینکه نام او حسن باشد تردید وجود دارد.

«ابوبکر بغدادی» برادر زاده­ی نائب دوّم و نوه نائب اوّل از مدّعیان دروغین نیابت است که با حالت کوری از دنیا رفت.و

«محمد بن نصیر نمیری» یکی از رقبای محمّد بن عثمان بود که نیابت وی را قبول نداشت؛ در رجال شیخ طوسی از اصحاب امام جواد نام برده شده، امّا توسط امام هادی در رجال علّامه حلّی و رجال کشی لعن شده است.

یکبار او را در حالی دیدند که غلامش بر او سوار است، هنگامی که بر این گناه زشت او را سرزنش کردند گفت: «این کار برای او لذّت­آور و برای من تواضع و ترک تکبّر و خودپسندی است.»و

«احمد بن هلال» از مدّعیان دروغین نیابت بوده که قبل از انحراف شخصیّت والایی داشته و عالمی برجسته و عارفی متّقی محسوب می­شده است.

وی از یاران امامین عسکریین بود که 54 مرتبه به زیارت خانه خدا رفت که 20 مرتبه آن با پای پیاده بود، امّا پس از انحراف، امام عسکری در موردش فرمود: از این صوفی ریاکار و بازیگر پروا کنید.(علاقه­مندان برای مطالعه شرح حال این افراد به ص 173-181 جلد 2 درسنامه مهدویت مراجعه کنند)

«ابو طاهر محمّد بن علی بن بلال» ابتدا مورد اعتماد امام عسکری بود، امّا بعد ادّعای وکالت امام مهدی کرده، منکر نیابت نائب دوم شد و در اموال امام خیانت کرد.

او حتّی امام مهدی را زیارت کرد که حضرت او را امر به «ردّ اموال» به نائب خاص کرد امّا او نپذیرفت.

«شلمغانی» از یاران امام عسکری، دانشمندان، دبیران و محدّثان زمان خود در بغداد بود، کتاب­های بسیاری حاوی انبوه سخنان اهل­بیت داشت؛ شلمغانی به سبب حسادت بر مقام «حسین بن روح» مذهب امامیه را ترک گفته و هنگام سقوط در درّه گمراهی و پای گذاشتن در مسیر انحراف اعتقادی و رفتاری؛ تغییراتی در روایات از قبیل کم و زیاد کردن احادیث پدید آورد.

کار او به جایی رسیده که «شیخ طوسی» در موردش می­گوید:

شلمغانی حکایات زشتی دارد و کارهای مفتضح نموده، من کتاب خود (غیبت) را پاکیزه­تر از آن می­دانم که آنها را در آن بیاورم...

به گفته «ابوالحسن محمّد بن احمد بن داوود» عقیده شلمغانی مبنی بر ضدّیت بوده به این نحو که مخالف امام مهدی افضل از اوست! به بیان ساده­تر او می­گفت: «هیچ فضیلتی برای ولی خدا محقّق نمی­شود مگر اینکه ضدّ او و رقیب او مورد سرزنش قرار گیرد. وقتی مردم سرزنش ضدّ و مخالف ولی خدا را شنیدند؛ به فکر یافتن فضیلتی برای ولی می­افتند. بنابراین ضدّ و رقیب ولی خدا از خود وی افضل می­باشد زیرا به وسیله سرزنش و طعن اوست که ولی فضیلت پیدا می­کند!»

انحرافات «شلمغانی» از زمان تصنیف کتاب «التکلیف» مشهود بود که در 2، 3 مورد آن به اهل­بیت دروغ بسته بود؛ در حالی که در قسمت­های دیگر کتاب چیزی بر خلاف روش اهل­بیت نبود؛ از همین جا باید درس بگیریم که حتّی چنین کتابی که به نقل سخنان و سیره ائمه پرداخته برای ما حجّت نیست، باید به مطالعه کتب آن دسته از علما بپردازیم که به صلاح و تقوا و عدالت مشهور هستند و هیچ نقطه تاریکی در زندگی آنها وجود ندارد.

وقتی «حسین بن روح» در نامه­ای از امام مهدی خواستار عدم انتشار لعن نامه «شلمغانی» می­شود، حضرت نپذیرفته و می­فرماید: نترس... و حضرت آن را علنی می­کند.

«محمّد بن ابراهیم بن اسماعیل» معروف به «ابن طباطبا» پا را فراتر از «شلمغانی­ها» گذاشت و در زمان امام رضا ادّعای مهدویت کرد.

  منبع: کتاب امام زمان ما
جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

. تاریخ الغیبه الصغری، ص 494 با اندکی تغییر و تفاوت

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 172 و 173 با تلخیص و تفاوت

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 170

. آخرین امید، ص 130

. فرهنگ الفبایی مهدویت، ص 65

. دادگستر جهان، ص 144

. الغیبه طوسی، ص 398

. بحار، ج 51 ص 269

. غیبت طوسی ص 414

. فرهنگ الفبایی مهدویت، ص 64

. رجال طوسی، ص 405 رقم 7/همان ص 407 رقم 23

. رجال علامه حلی، ص 254 و 257

. اختیار معرفه الرجال، ج 2 ص 805

. رجال کشی، ص 438

. امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 285

. فرهنگ الفبایی مهدویت، ص 77

. رجال کشی، ص 535

. الغیبه طوسی، ص 400

. امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 288

. رجال نجاشی، ج 2 ص 239

. رجال نجاشی، ج 2 ص 294

. الفهرست شیخ طوسی، ص 305

. مهدی موعود، ص 708

. مهدی موعود، ص 710

. مهدی موعود، ص 712 با تفاوت

. مهدی موعود، ص 713

. غیبت نعمانی، ص 358

Image

مدیر سامانه

مطالب مرتبط

غیبت کبری | شبهاتی پیرامون غیبت طولانی مدت امام زمان که تا این لحظه استمرار داشته است

اولین سؤال این است که چرا از ابتدا غیبت کبری شکل نگرفت؟ هر چیزی را وقت و اجلی است.(اجل کتاب) می­دانیم دو دولت حق و باطل وجود دارد؛ امام صادق ذیل آیه 140 آل­عمران فرمود: همواره از هنگامی که خداوند آدم را آفریده؛ یک دولت برای خدا بود و یکی برای ابلیس، پس کجا شد دولت مستقل خدا؟ نیست مگر قائم.

جعل مهدویت | گروهها و فرقه های گمراه مدعی مهدویت | چه کسانی و چه افرادی ادعای مهدی بودن داشته اند؟

هر چند افرادی همچون «احمد امین» پیدایش مدّعیان مهدویت را از آثار سوء اعتقاد به مهدویت دانسته که مشکلاتی برای جامعه اسلامی ایجاد کرده­اند؛ امّا این دلیل بر آن نیست که عقیده مسلّمی را کنار بگذاریم، چه اینکه در طول تاریخ افراد بسیاری مدّعی نبوّت شده­اند؛ آیا می­توان به جهت این ادّعاهای واهی، نبوّت و اصل رسالت را کنار گذاشت؟ گذشته از این، ادّعاهای پوچ تقویت کننده عقیده مهدویت است و این تبلیغ و ترویج مهدویت بصورت صحیح و آگاهی بخشی به مردم توسط علما را می­طلبد.

نواب اربعه | مطالبی پیرامون 4 نایب خاص امام زمان در عصر غیبت صغری

بعد از شهادت امام عسکری شیعیان ابتدا به 14 فرقه متفرّق شدند ولی بعد از مدّت کوتاهی با ارشادات علما و اصحاب، همگی بر اعتقاد به ولادت و وجود امام اتّفاق نمودند.و ارتباط شیعیان با نوّاب خاص در دوره­های نخست به­طور عمده به واسطه وکیلان بود. در عدد نوّاب و وکلا اختلاف است؛ امّا وکالت چهار نفر در بین شیعیان معروف است: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری.

غیبت صغری | شروع غایب شدن امام مهدی

همان­طور که قبلأ اشاره کردیم امام مهدی دو غیبت داشته که اولین آن غیبت صغری بوده است. دوران غیبت صغری که برخی آغاز آن را از همان ابتدای ولادت و برخی بعد از شهادت امام عسکری می­دانند، در واقع نوعی آماده سازی برای غیبت طولانی بود. باید توجه داشت اگر آن غیبت، یکباره رخ می­نمود، ضربه سنگینی به پایگاه­های مردمی و طرفداران امامت وارد می­شد؛ زیرا مردم، پیش از آن با امام خود ارتباط داشتند و در مشکلات به او رجوع می­کردند؛ اگر ناگهان امام غائب می­شد و مردم احساس می­کردند دیگر به رهبر فکری و معنوی خود دسترسی ندارند، ممکن بود همه چیز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شوند. غیبت صغری با ویژگی­های خاص خود، دورانی لازم و ضروری بود که به حکمت خداوند، در تاریخ شیعه رقم خورد تا جامعه شیعی را به کامل­ترین صورت ممکن مهیای فصلی تازه از زندگی خود کند.

تشبیه امام زمان به خورشید پشت ابر | امام مهدی و شباهت به خورشید پشت ابر | فواید امام زمان در دوران غیبت

خداوند متعال در نظام شگرف منظومه هستی دو نیرو به ودیعت گذاشته که عامل بقای این مجموعه است؛ یکی «نیروی جاذبه» و دیگری «گریز از مرکز». اگر لحظه­ای نیروی جاذبه نباشد، این نظام شگرف از هم می­پاشد و این منظومه­ها به هم می­ریزند و تمام سیّاره­ها پراکنده گشته و با خروج از مدار خود به یکدیگر برخورد می­نمایند و همه چیز در این فضای بی­کران منهدم می­گردد. همان­طور که خورشید در مرکز این مجموعه، آنچه را بر گرد آن می­چرخد به خود جذب می­کند و مانع از فروپاشی نظام خلقت است، وجود با برکت امام مهدی هم باعث جذب دل­ها و فطرت­های پاک به سوی خود است و عاشقان و شیفتگان را از هلاکت اعتقادی و اخلاقی حفظ می­کند.

چرا غیبت؟ | شروع غیبت امام زمان | شبهات و مبحث پیرامون غایب بودن امام مهدی

وقتی از امام باقر سلام الله علیه معنای «فلا اقسم بالجوار الخنّس» پرسیده شد؛ فرمود: « او امامی است که از نظرها غائب گردید و مردم از وی اطّلاعی نداشته باشند. و این در سنه 260 خواهد بود. آن گاه مانند شعله¬ای روشن در شب تاریک پدیدار گردد...» در روایت دیگری امام صادق سلام الله علیه فرمود: آری، به خدا قسم از روز تولّد تا روز وفات پدرش دیده می¬شود، آنگاه از آخرین ساعات روز جمعه هشتم ربیع¬الاول سال 260 غائب می¬شود. و حتّی امام عسکری سلام الله علیه هم مردم را به غیبت تمرین می¬داد؛ وقتی «یعقوب بن منقوش» وارد خانه امام شد و حضرت حجّت را دید؛ پس از ورود حضرت به اتاق، دیگر او را ندید.

نظرتان را قرار دهید


تصویر امنیتی