غیبت

نواب اربعه | مطالبی پیرامون 4 نایب خاص امام زمان در عصر غیبت صغری

بعد از شهادت امام عسکری شیعیان ابتدا به 14 فرقه متفرّق شدند ولی بعد از مدّت کوتاهی با ارشادات علما و اصحاب، همگی بر اعتقاد به ولادت و وجود امام اتّفاق نمودند.و

ارتباط شیعیان با نوّاب خاص در دوره­های نخست به­طور عمده به واسطه وکیلان بود.

در عدد نوّاب و وکلا اختلاف است؛ امّا وکالت چهار نفر در بین شیعیان معروف است: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری.

ایمان استوار و خلل­ناپذیر، امانت­داری به مفهوم واقعی آن، تقوا پیشگی و پرهیزکاری، رازداری و پوشیده داشتن اموری که باید نهان بماند، دخالت ندادن رأی و نظر شخصی خویش در امور مخصوص به آن حضرت و اجرای دستورات امام از ویژگی­های نوّاب خاص بود.

رازداری نوّاب خاص برجسته­ترین ویژگی ایشان است تا جایی که «ابو سهل نوبختی» در مورد «حسین بن روح» می­گوید: اگر ابوالقاسم (منظور حسین بن روح است) امام را در زیر جامه خود پنهان کرده باشد و بدنش را با قیچی قطعه­قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد.

با توجّه به خطرات، حضرت مخفیانه بر نوّاب خاص ظاهر می­گشت و گاهی ظاهر نمی­شد؛ کتبأ یا به نحو دیگر دستورات خاصّه را به ایشان القا می­کرد.

مردم از طریق نوّاب اربعه تقاضای کمک می­کردند؛ اجازه حج می­گرفتند، طلب دعا برای شِفای بیمارانشان می­کردند و ... گاهی هم از طرف امام، توقیع بدست مردمی که تقاضاهایی داشتند می­رسید؛ توقیعات به خط خود امام بوده، لذا محمّد بن عثمان عمری گفته است: از ناحیه مقدّسه، توقیعی صادر شد که خطش را خوب می­شناختم.

اسحاق بن یعقوب، شیخ ابو عمر عامری و صدوق از جمله کسانی­اند که خط امام را دیده­اند.

در مورد نواب اربعه: (در خصوص اثبات غیبت صغری و اینکه اگر غائب بوده پس به دنیا آمده و چون به دنیا آمده و آن همه وعده که اهل سنّت از پیامبر9 نقل کرده­اند تحقّق نیافته؛ پس باید اکنون زنده باشد چرا که غیر از این باشد، با دیگر روایات و با عقل هم سازگار نیست)

«نصر بن علی جهضمی» که استاد «بخاری» و «مسلم» بوده، احوال نوّاب اربعه را ذکر نموده است.

در ادامه با برخی از وظایف نایبان خاص آشنا می­شویم:

1. برطرف کردن تردید شیعیان درباره امام مهدی که با ارائه کراماتی از سوی نائبان و توقیعات حضرت صورت می­گرفت.

2. پنهان داشتن مکان امام: نوّاب نه­تنها از دشمنان که از شیعیان نیز مکان امام را پنهان می­داشتند و با آموزش وکلای خود مبنی بر عدم نام بردن از حضرت، توانستند شیعیان را از دست عباسیان نجات دهند.

3. پاسخگویی به پرسش­های فقهی، مشکلات علمی و عقیدتی:  علاوه بر مسائل فقهی، شرکت در بحث­ها و مناظرات عقیدتی نیز از وظایف ایشان بود.

4. سازماندهی وکلای حضرت: سیاست تعیین وکیل برای ادراه امور نواحی گوناگون و برقراری ارتباط میان شیعیان و امامان، از دوران­های پیشین وجود داشت. در عصر غیبت، این تماس با امام زمانﺃ، قطع شد و محور ارتباط وکیلان و با امام، نایبی بود که امام زمانﺃ تعیین می­کرد. از میان وکلا «محمّد بن احمد قطان» از وکیلان نائب دوم – به ملاقات امام نائل شد.

5. آماده کردن شیعیان برای غیبت کبری: یکی از مسئولیت­های اسای سفرای چهارگانه به ویژه آخرین نایب؛ آماده کردن اذهان عمومی برای غیبت کبری و عادت دادن تدریجی مردم به پنهان زیستی امام و جلوگیری از غافلگیر شدن در موضوع غیبت بود.

6. رهبری دوستداران و طرفداران امام زمانﺃ و حفظ مصالح اجتماعی شیعیان: خسارت­های ناشی از حضور مستقیم امام زمانﺃ به وسیله نایبان خاص جبران شد. آن حضرت توسط نواب خاص، مصالح اجتماع آن زمان و دوستداران را – در سخت­ترین و پیچیده­ترین شرایط اجتماعی و سیاسی- حفظ کرد و نگذاشت شیعیان منحرف شده و متلاشی شوند.و

7. جلوگیری از فرقه­گرایی و گروه­گروه شدن شیعیان: نواب خاص توانستند انشعابات پدید آمده در مکتب تشیع را کمتر کرده و در نهایت به حداقل برسانند.

8. گرفتن اموال متعلّق به امام و مصرف آن در موارد لازم: هر یک از نواب در دوران سفارت خود، وجوهات را گرفته و در مواردی که به دستور امام بود، به مصرف می­رسانید.

9. مبارزه با مدّعیان دروغین: این مبارزه به طور عمده با هدایت­های امام با صدور توقیعات از طرف آن حضرت صورت می­گرفت.و

توقیع در لغت به معنای «نامه را نشان کردن»، «نوشتن عبارتی در ذیل نامه و نوشته» است. همچنین «پاسخ­های مکتوب بزرگان و دولتمردان به پرسش­ها و درخواست­های کتبی که از ایشان می­شود»و

شیخ صدوق و شیخ طوسی به برخی توقیعات صادر شده از امام مهدی اشاره کرده­اند. برخی تعداد توقیعات را تا 70 توقیع ذکر کرده­اند.

بیشتر دانشمندان دینی معتقدند که این توقیعات در زمان غیبت صغری نوشته شده و آنچه در مورد شیخ مفید و نامه حضرت حجّت به ایشان آمده توسط علّامه بحرالعلوم و آیت­الله خویی در معجم رجال الحدیث مورد تردید واقع شده است. نکته دیگر در مورد توقیعات اینکه پاسخ مکتوب آنها حداکثر ظرف مدت 3 روز توسط امام صادر می­شده و گاهی بصورت شفاهی به نواب خاص گفته شده و توسط آنها نگاشته می­شد و در پاره­ای موارد بنابر مصلحت پاسخی داده نمی­شد، برخی از توقیعات نیز بصورت ابتدایی و بدون اینکه در پاسخ به پرسشی باشد، صادر شده است. موضوعات مندرج در توقیعات گستره وسیعی را در برمی­گیرد؛ از معارف دینی گرفته تا امور تربیتی و برنامه­های زندگی فردی و اجتماعی.

علاوه بر سفرا، امام مهدی وکلایی همچون حاجز بن یزید، ابراهیم بن مهزیار، محمّد بن ابراهیم، احمد بن اسحاق قمّی، محمّد بن جعفر اسدی، قاسم بن علاء، حسن بن قاسم و محمّد بن شاذان داشتند که واسطه بین مردم و سفرا بوده­اند.

نوّاب خاص 2 امتیاز بر نوّاب عام که در جای خود بحث خواهیم کرد داشتند و آن عبارت بود از:

1. به اسم و شخصیت به نیابت انتصاب گشته­اند.

2. سِمت رسالت در رسانیدن حوائج و سؤالات به آن حضرت را داشته­اند.

اما نائبان عام سمت مرجعیت در احکام دارند.

محل نیابت و دفن نوّاب خاص بغداد بوده است.و

 

عثمان بن سعید اوّلین نائب خاص

نام وی، عثمان بن سعید، کنیه­اش «ابوعمرو» و لقبش «العمری»، «سمّان»، «اسدی» و «عسکری» می­باشد.

عثمان بن سعید از 11 سالگی در خدمت امام هادی بوده است.

مهمترین ویژگی­های عثمان بن سعید عبارتند از:

1. مورد اطمینان سه امام معصوم و امین ایشان بود.

2. در اجرای مراسم ولادت حضرت مهدی حضور چشمگیری داشت.

3. مراسم کفن و دفن امام عسکری را به عهده گرفت.

4. به دستور امام عسکری پس از شهادت آن حضرت، عهده­دار نیازهای خانواده آن حضرت شد.

5. افزون بر آن که از طرف امام عسکری به نیابت حضرت مهدی نصب شده بود، توسط خود امام مهدی نیز به این مقام گماشته شد.

6. نقش مهمی در رسوایی جعفر کذّاب داشت.

7. پس از وفات وی، نامه تسلیتی از طرف حضرت مهدی صادر شد و در آن، از او تجلیل فراوانی شد.

عثمان بن سعید از بزرگان و ثقّات، وکیل امامین عسکریین بوده است. وقتی احمد بن اسحاق از امام هادی می­پرسد با چه کسی معاشرت کرده و احکام دینم را از او بگیرم؟ حضرت می­فرماید: عثمان بن سعید عمری مورد اعتماد من است. اگر چیزی برایت نقل کرد، صحیح می­گوید، حرفش را بشنو و اطاعت کن زیرا به وی اعتماد دارم. وقتی «ابو علی» از امام عسکری همین سؤال را می­پرسد، حضرت می­فرماید: عثمان بن سعید و فرزندش محمّد مورد اعتماد من هستند. هر چه را برایت روایت کنند درست می­گویند. سخن آنان را بشنو و اطاعت کن؛ زیرا به آنان اعتماد دارم.و

امام عسکری در مورد عثمان بن سعید می­فرماید: بدانید که عثمان بن سعید وکیل من و فرزندش وکیل فرزندم مهدی خواهد بود.

امام حسن در حضور 40 نفر امام مهدی را نشان داد و فرمود: این امام شما و جانشین من است، از وی اطاعت کنید و بدانید که بعد از این، تا مدتی او را نخواهید دید. سخنان عثمان بن سعید را قبول کنید و تابع اوامرش باشید؛ زیرا وی جانشین امام شماست و حل و فصل کارهای شیعیان به دستش خواهد بود.و

«محمّد بن علی اسود» گفته است: زنی، پارچه­ای به من داد که به عثمان بن سعید برسانم. آن را با لباس­های دیگری خدمتش بردم. فرمان داد به «محمّد بن عباس قمی» تحویل دهم. از دستورش اطاعت کردم. سپس عثمان بن سعید پیغام داد چرا پارچه آن زن را ندادی؟ پس داستان پارچه آن زن یادم آمد و بعد از جستجوی بسیار، آن را یافته و تحویل دادم.و

سال وفات عثمان بن سعید بررسی شود.

 

 

محمّد بن عثمان

«محمّد بن عثمان» فرزند «عثمان بن سعید» دومین نائب امام زمانﺃ بوده است؛ برخی ویژگی­های بارز «محمّد بن عثمان» به قرار زیر است:

1. وی فرزند نخستین نائب بود؛ از این رو از موقعیت نیابت به طور کامل آگاهی داشت.

2. همانند پدرش، از طرف دو امام به نیابت امام زمانﺃ نصب شده بود.

3. در مقایسه با دیگر نایبان، مدّت زمان بیشتری نایب حضرت مهدی بوده است.

4. وی مرجع و پناهگاه شیعیان در مسائل کلامی، فقهی، اجتماعی و ... بود.

5. افزون بر رسیدگی به امور شیعیان، از حساس­ترین وظایف او در دوران نیابت، مبارزه با مدّعیان دروغین نیابت بود.

«جعفر بن احمد متیل» گفته است: «محمّد بن عثمان» مرا احضار کرد، چند قطعه پارچه و کیسه­ای که چند درهم در آن بود، به من داد و فرمود: به «واسط» برو و اول کسی را که ملاقات کردی، کیسه و پارچه­ها را به او بده. من به جانب واسط روانه شدم، نخستین کسی را که ملاقات کردم، «حسن بن محمد بن قطاه» بود. خودم را به وی معرّفی کردم، مرا شناخت و با هم معانقه کردیم. به او گفتم: محمّد بن عثمان سلامت رسانید و این امانت را برایت فرستاد. وقتی این مطلب را شنید، خدای را شکر کرد و گفت: محمّد بن عبدالله عامری وفات کرده و من برای تهیّه کفنش از منزل خارج شده بودم. وقتی امانت را باز کردیم، دیدیم تمام مایحتاج دفن میّت در آن موجود است. پول­ها هم به مقدار مزد حمالان و قبر کن بود. پس جنازه را تشییع و دفن کردیم.و

وی حتّی برای خود قبری تهیّه کرد و 2 ماه پس از آن پس از 50 سال نیابت در سال 304 هجری قمری درگذشت. (40 سال است نیابت بررسی شود)

وقتی مرض محمّد بن عثمان شدت یافت، در پاسخ اشخاصی از بزرگان شیعه که به خدمتش رسیده بودند، «حسین بن روح» را به عنوان جانشینی خود معرّفی کرده و گفت: در کارها به وی رجوع کنید. من از جانب امام مأمورم که حسین بن روح را به نیابت منصوب گردانم.و

 

 

حسین بن روح

«حسین بن روح» سومین نائب امام؛ ایرانی بوده است.

«حسین بن روح» با همکاری وکلای بغداد و سایر مناطق، کار خویش را در جایگاه نیابت امام زمانﺃ آغاز کرد و توانست با روش عالمانه و منطقی، در بین دوست و دشمن از پذیرش بالایی برخوردار شود. ولی رفته­رفته با انجام تغییراتی در دستگاه حاکمه و برکناری برخی حامیان او، وضع دگرگون شد؛ به گونه­ای که وی بخشی از پایان عمر خویش را در زندان به سر برد.

مردی در نیابت حسین بن روح شک داشت. برای روشن شدن موضوع، با قلم خشک و بدون مرکب نامه­ای نوشت و برای امام فرستاد. پس از چند روز جوابش توسط حسین بن روح از ناحیه مقدسه صادر شد.و

بالاخره حسین بن روح در شعبان 326 رحلت کرد.

 

 

علی بن محمّد سمری

نائب چهارم امام، شیخ ابوالحسن علی بن محمد سمری بوده که ابن طاووس درباره­اش نوشته است: امام عسکری و امام هادی را خدمت کرده و آن دو امام با وی مکاتبه داشتند؛ توقیعات زیادی برایش مرقوم فرمودند و از وجوه و موثّقین شیعیان بوده است.و

سمری فرصت زیادی برای فعالیت نداشت؛ به همین دلیل، مانند نایب­های پیش از خود، نتوانست فعّالیّت­های گسترده­ای انجام داده، تغییرات قابل ملاحظه­ای در روابط خود و وکلا پدید آورد؛ لکن اعتقاد شیعیان به بزرگواری او و مورد اطمینان بودن وی، مثل سایر نایبان بود و وی مورد پذیرش عموم شیعیان قرار گرفت.و

«احمد بن ابراهیم مخلد» روایت کرده که روزی علی بن محمّد سمری بدون مقدّمه فرمود: خدا، علی بن بابویه قمی را رحمت کند. حاضران تاریخ این کلام را یادداشت کردند. بعدها خبر رسید در همان روز از دنیا رفته است.

امام مهدی 6 روز قبل از وفات علی بن محمّد سمری، نامه­ای به وی نوشته و می­فرماید: تا 6 روز دیگر اجلت می­رسد، کارهایت را جمع و جور کن امّا کسی را جانشین قرار مده که بعد از این غیبت کامل واقع خواهد شد.و

سرانجام علی بن محمّد سمری در سال 329 وفات کرد.

  منبع: کتاب امام زمان ما
جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

. ر.ک: الفصول المختاره، ص 325

. موعود شناسی، ص 202

. رجال ابو علی، 312

. رجال مامقانی، ج 1 ص 200

. بحار، ج 51 ص 362

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 75

. الغیبه طوسی، ص 391 ح 358

. مهدی منتظر، ص 36

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 483

. الغیبه طوسی، ص 290

. الاحتجاج، ج 2 ص 466

. الانوار النعمانیه، ج 2 ص 24

. این دو از پیشوایان محدّثین اهل سنّت هستند.

. مهدی موعود، ص 329

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 435

. الغیبه طوسی، ص 176

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 1 ص 442

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 88

 

. تاریخ الغیبه الصغری، سید محمّد صدر، ص 426

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 88

. الغیبه طوسی، ص 244

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 85-89 با تلخیص و ویرایش

. لغت نامه علی اکبر دهخدا، ج 5 ص 7145

. درسنامه مهدویت جلد 2،ص 94

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 160 ح 3

. کافی، ج 1 ص 285

. موعود شناسی، ص 366

. احتجاج طبرسی، ص 497

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 97-100

. امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 282

. مهدی منتظر، ص 36

. منتخب­الاثر، 485 به بعد

. مهدی منتظر، ص 38

. تاجر روغن بود و در پس پرده این کار به مسئولیت اصلی خود می­پرداخت، از همین رو سمان لقب گرفت.

. از قبیله بنی اسد بود.

. از محله عکر سامرا بود.

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 77

. امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 268

. الغیبه طوسی، ص 354 ح 315

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 باب 42 ح 6

. الغیبه طوسی، ص 356 ح 318

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 78

. رجال ابو علی، 200/رجال مامقانی، ج 2 ص 245

. بحار، ج 51 ص 348

. دادگستر جهان، ص 137

. بحار، ج 51 ص 345

. الغیبه طوسی، ص 362

. دادگستر جهان، ص 138

. بحار، ج 51 ص 335

. دادگستر جهان، ص 139

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 81

. بحار، ج 51 ص 336 ح 63

. دادگستر جهان، ص 139

. بحار، ج 51 ص 351

. بحار، ج 51 ص 352 ح 4

. دادگستر جهان، ص 141

. ابو عبدالله بن محمّد کاتب، ابو علی بن همام، ابو عبدالله باقطانی، ابو سهل نوبختی و ابو عبدالله بن وجنا

. بحار، ج 51 ص355

. دادگستر جهان، ص 141

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 82 و 83

. اثبات الهداه، ج 7 ص 340

. دادگستر جهان، ص 142

. رجال مامقانی، ج 1 ص 200

. رجال مامقانی، ج 2 ص 304

. دادگستر جهان، ص 143

. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2  ص 517

. درسنامه مهدویت جلد 2، ص 84

. بحار، ج 51 ص 360

. بحار، ج 51 ص 361

. دادگستر جهان، ص 143

. بحار، ج 51 ص 360

Image

مدیر سامانه

مطالب مرتبط

غیبت کبری | شبهاتی پیرامون غیبت طولانی مدت امام زمان که تا این لحظه استمرار داشته است

اولین سؤال این است که چرا از ابتدا غیبت کبری شکل نگرفت؟ هر چیزی را وقت و اجلی است.(اجل کتاب) می­دانیم دو دولت حق و باطل وجود دارد؛ امام صادق ذیل آیه 140 آل­عمران فرمود: همواره از هنگامی که خداوند آدم را آفریده؛ یک دولت برای خدا بود و یکی برای ابلیس، پس کجا شد دولت مستقل خدا؟ نیست مگر قائم.

جعل مهدویت | گروهها و فرقه های گمراه مدعی مهدویت | چه کسانی و چه افرادی ادعای مهدی بودن داشته اند؟

هر چند افرادی همچون «احمد امین» پیدایش مدّعیان مهدویت را از آثار سوء اعتقاد به مهدویت دانسته که مشکلاتی برای جامعه اسلامی ایجاد کرده­اند؛ امّا این دلیل بر آن نیست که عقیده مسلّمی را کنار بگذاریم، چه اینکه در طول تاریخ افراد بسیاری مدّعی نبوّت شده­اند؛ آیا می­توان به جهت این ادّعاهای واهی، نبوّت و اصل رسالت را کنار گذاشت؟ گذشته از این، ادّعاهای پوچ تقویت کننده عقیده مهدویت است و این تبلیغ و ترویج مهدویت بصورت صحیح و آگاهی بخشی به مردم توسط علما را می­طلبد.

مدعیان دروغین نیابت امام مهدی | ادعای کذب نیابت پس از نایب چهارم

در بحبوحه تفرقه افکنی که با ارشادات نوّاب اربعه این قائله ختم به خیر شد، عدّه­ای فرصت­طلب پای در میدان گذاشته و ادّعای دروغین نیابت کردند. این ادّعاهای پوچ از زمان نائب دوم به بعد صورت گرفته و مطرح شد. «عثمان بن سعید» از افراد مشهور و مورد اطمینان شیعیان بود، او که از طرف امامین عسکریین وکالت داشت با توجّه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، با جهادی بزرگ نیابت را پذیرفت، چرا که دیگران جسارت گرفتار شدن در چنگال مرگ را نداشتند و از طرفی مردم به چنین چیزی عادت نکرده بودند و این کار احتیاج به زمان داشت؛ در دوره عثمان بن سعید این کار صورت گرفت و بحث نیابت مورد پذیرش مردم قرار گرفت؛ پس از او و در دوره نیابت فرزندش، به دلیل انس مردم به مسئله نیابت؛ راه برای ادّعای مدّعیان دروغین هموارتر شد با این حال بیشتر شیعیان به دلایلی فریب مدّعیان دروغین را نخوردند

تشبیه امام زمان به خورشید پشت ابر | امام مهدی و شباهت به خورشید پشت ابر | فواید امام زمان در دوران غیبت

خداوند متعال در نظام شگرف منظومه هستی دو نیرو به ودیعت گذاشته که عامل بقای این مجموعه است؛ یکی «نیروی جاذبه» و دیگری «گریز از مرکز». اگر لحظه­ای نیروی جاذبه نباشد، این نظام شگرف از هم می­پاشد و این منظومه­ها به هم می­ریزند و تمام سیّاره­ها پراکنده گشته و با خروج از مدار خود به یکدیگر برخورد می­نمایند و همه چیز در این فضای بی­کران منهدم می­گردد. همان­طور که خورشید در مرکز این مجموعه، آنچه را بر گرد آن می­چرخد به خود جذب می­کند و مانع از فروپاشی نظام خلقت است، وجود با برکت امام مهدی هم باعث جذب دل­ها و فطرت­های پاک به سوی خود است و عاشقان و شیفتگان را از هلاکت اعتقادی و اخلاقی حفظ می­کند.

چرا غیبت؟ | شروع غیبت امام زمان | شبهات و مبحث پیرامون غایب بودن امام مهدی

وقتی از امام باقر سلام الله علیه معنای «فلا اقسم بالجوار الخنّس» پرسیده شد؛ فرمود: « او امامی است که از نظرها غائب گردید و مردم از وی اطّلاعی نداشته باشند. و این در سنه 260 خواهد بود. آن گاه مانند شعله¬ای روشن در شب تاریک پدیدار گردد...» در روایت دیگری امام صادق سلام الله علیه فرمود: آری، به خدا قسم از روز تولّد تا روز وفات پدرش دیده می¬شود، آنگاه از آخرین ساعات روز جمعه هشتم ربیع¬الاول سال 260 غائب می¬شود. و حتّی امام عسکری سلام الله علیه هم مردم را به غیبت تمرین می¬داد؛ وقتی «یعقوب بن منقوش» وارد خانه امام شد و حضرت حجّت را دید؛ پس از ورود حضرت به اتاق، دیگر او را ندید.

غیبت صغری | شروع غایب شدن امام مهدی

همان­طور که قبلأ اشاره کردیم امام مهدی دو غیبت داشته که اولین آن غیبت صغری بوده است. دوران غیبت صغری که برخی آغاز آن را از همان ابتدای ولادت و برخی بعد از شهادت امام عسکری می­دانند، در واقع نوعی آماده سازی برای غیبت طولانی بود. باید توجه داشت اگر آن غیبت، یکباره رخ می­نمود، ضربه سنگینی به پایگاه­های مردمی و طرفداران امامت وارد می­شد؛ زیرا مردم، پیش از آن با امام خود ارتباط داشتند و در مشکلات به او رجوع می­کردند؛ اگر ناگهان امام غائب می­شد و مردم احساس می­کردند دیگر به رهبر فکری و معنوی خود دسترسی ندارند، ممکن بود همه چیز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شوند. غیبت صغری با ویژگی­های خاص خود، دورانی لازم و ضروری بود که به حکمت خداوند، در تاریخ شیعه رقم خورد تا جامعه شیعی را به کامل­ترین صورت ممکن مهیای فصلی تازه از زندگی خود کند.

نظرتان را قرار دهید


تصویر امنیتی