غیبت

چرا غیبت؟ | شروع غیبت امام زمان | شبهات و مبحث پیرامون غایب بودن امام مهدی

وقتی از امام باقر سلام الله علیه معنای «فلا اقسم بالجوار الخنّس» پرسیده شد؛ فرمود: « او امامی است که از نظرها غائب گردید و مردم از وی اطّلاعی نداشته باشند. و این در سنه 260 خواهد بود. آن گاه مانند شعله­ای روشن در شب تاریک پدیدار گردد...»[1]

در روایت دیگری امام صادق سلام الله علیه فرمود:

آری، به خدا قسم از روز تولّد تا روز وفات پدرش دیده می­شود، آنگاه از آخرین ساعات روز جمعه هشتم ربیع­الاول سال 260 غائب می­شود.[2]و[3]

حتّی امام عسکری سلام الله علیه هم مردم را به غیبت تمرین می­داد؛ وقتی «یعقوب بن منقوش» وارد خانه امام شد و حضرت حجّت را دید؛ پس از ورود حضرت به اتاق، دیگر او را ندید.

بیش از پنج بهار از عمر آخرین ذخیره الهی سپری نشده بود که فصل بهره­ مندی مستقیم انسان­ها از امام ظاهر به پایان رسید و در پی آن، دورانی بسیار مهم در زندگی پیروان اهل­بیت پیش آمد که با دو رخداد مهم آغاز شد؛ یکی دوران امامت حضرت ولی­عصر و دیگری قرار گرفتن ایشان در پرده پنهان زیستی.[4]

دوره ابتدایی زندگانی امام مهدی از تولّد تا شهادت پدر بزرگوارش را می­توان دوره اختفا نامید.[5]

با این حال؛ غیبت دو گونه است: غیبت صغری یا قصری، غیبت کبری یا غیبت طولی؛[6] در روایات به دو غیبت امام[7] و کوتاه و بلند بودن آن[8] اشاره شده است و برخی آغاز غیبت آن حضرت را از هنگام ولادت دانسته­ اند.[9]و[10]

غیبت یکی از سنّت­های الهی[11] است که در زندگی پیامبرانی همچون ادریس، نوح، صالح، ابراهیم، یوسف، موسی، شعیب، الیاس، سلیمانو دانیال سلام الله علیهم اجمعین جریان یافته است و هر یک از آن سفیران الهی به تناسب شرایط سال­هایی را در غیبت به سر برده­اند.[12]و[13]

طبق آنچه «صدوق» در «علل الشّرایع» آورده؛ امام مهدی برابر مدّت تمام پیغمبران غیبت خواهد کرد امّا از آنجا که مدّت پوشیده است، پس نمی­توان مدّت زمانی برای غیبت امام مهدی تعیین کرد.

در مورد علّت غیبت نباید سؤال کرد،[14] چرا که سری از اسرار خداست؛[15] بلی سؤال از حکمت مانعی ندارد، امّا جواب هم لازم ندارد زیرا که وجه حکمت لازم نیست که بر همه معلوم باشد.[16]و[17]

ممکن است دلیل نهی از سؤال؛ اشاره قرآنی باشد که می­فرماید:

قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا کَافِرِينَ‌[18]

جمعی از پیشینیان شما، از آن سئوال کردند؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند. (ممکن است شما هم چنین سرنوشتی پیدا کنید.)

شاید بپرسید فلسفه غیبت چیست؟ که جواب آن را با جان دل از لسان امام صادق7 خواهیم شنید؛ امام صادق7 به «عبدالله بن فضل هاشمی» می­فرماید: اجازه نداریم علّت آن را بگوییم و حکمتش پس از ظهور حضرت مشخّص می­شود.[19]و[20]

درست مانند حکمت شکستن کشتی، کشتن پسر ناخلف و کشیدن دیوار برای حفاظت میراث ایتام توسط خضر نبی که ابتدا بر موسی7 روشن نبود و هنگام مفارقت از دوست خود، به حکمت آنها پی برد.[21]

با این حال در روایات سه حکمت برای غیبت آمده است:

1. امتحان و آزمایش مردم در ثبات و دینداری.[22] شاید یکی ازحکمت­ها تمییز و تمحیص است؛ یعنی جدا شدن و خالص شدن.[23] تنبیه، تأدیب و ایجاد شوق یکی دیگر از حکمت­های غیبت می­تواند باشد.[24] یکی دیگر مهلت دادن است؛[25] مهلت دادن یکی از انواع امتحان کردن است. آزمایش قانون الهی است[26] و یکی از حکمت­ها و فلسفه­های غیبت است. همچون یاران طالوت؛[27] یاران امام مهدی هم با تشنگی امتحان خواهند شد.[28]و[29]

ما خدا، روح، هوا، امواج صوت، الکتریسیته، موادّ محلول در مایعات و خیلی چیزها را نمی­بینیم؛ چه اشکال دارد امام مهدی را نبینیم و به او ایمان داشته باشیم؟ اگر ما منکر هوا شدیم؛ زیانی به وجود هوا می­زند و ما را از استنشاق آن بی­نیاز می­کند؟

این غیبت، وسیله آزمایش دوست و دشمن است که دوست پاداش صبر و شکیبایی و تحمّل درد هجران و شماتت دشمن را خواهد دید و دشمن به کیفر انکار، تکذیب، ایذاء و شماتت خود خواهد رسید.[30]

2. امام بوسیله غیبت از بیعت با ستمکاران در امان باشد.[31]

حضرت یا باید بیعت کند که نخواهد کرد؛ یا باید سکوت کند که نمی­کند، در هر صورت اگر نقض کند یا قبول نکند او را یاغی و خارجی خواهند دانست و پیش از تمامیت کار و رسیدن وقت قیام با او محاربه خواهند کرد. چون غائب باشد، هیچ­کس بر گردن او حقی ندارد که به پاس آن حق اخلاقأ باید از او رعایت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گیرد.[32]و[33]

3. نجات از کشته شدن.[34]و[35]

در حدیثی از امام باقر7 می­خوانیم: آن گاه که قائم قیام کند، این آیه را تلاوت خواهد کرد: «و چون از شما ترسیدم، از شما گریختم تا پروردگارم به من دانش بخشید و مرا از پیامبران قرار داد.[36]و[37]

کراهت مجاورت ظالمین فلسفه دیگری برای غیبت است؛ این معنا فی نفسه برای اولیاء خدا امری است مرغوب؛ وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملامت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعأ متمایل به هجرت و اعتزال و غیبت می­شوند، به خصوص که اگر مأمور به سکوت و ترک دعوت هم باشند، مانند حضرت صاحب­الامر که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد.[38]و[39]

بحث غیبت فرع بر امامت است و اگر امامت امام و وجوب وجود امام اثبات شد، گردن تواضع در برابر حکمت خداوندی که همان غیبت است، خم می­کنیم.

امام زمانﺃ غائب است و ما باید ایمان به غیب داشته باشیم؛ همان­طور که قرآن فرموده است.[40] ما خدا، فرشتگانِ رقیب و عتید و همچنان شیطان را ندیده­ایم امّا به وجود آنها ایمان داریم! جالب­تر اینکه در مورد امام مهدی افراد بسیاری بوده­اند که ایشان را در زمان ولادت و دوره غیبت صغری دیده و روایت کرده­اند![41]

در احادیثی از امام علی7،[42] امام صادق7[43] و امام رضا7[44] به مسئله غیبت اشاره شده است. این مسأله به حدّی در نظر پیشوایان معصوم با اهمّیّت و قطعی بود که امام صادق7،[45] امام رضا7[46] و امام عسکری7[47] به آن سوگند یاد کرده­اند.[48]

بعد از امام رضا7، سایر ائمه برای همگان ظاهر نمی­شدند؛ حتّی گاهی پاسخ سؤالات و نیازمندی­های ایشان را از پشت پرده انجام می­دادند تا بدین ترتیب زمینه را برای فراهم شدن پذیرش غیبت امام مهدی فراهم کنند تا بر کسی گران نیاید و مسئله غیبت مورد پذیرش مردم قرار بگیرد.[49]و[50]

با این حال او بنا نبود غائب شود بلکه رفتار ناشایست مردم با آبا و اجداد گرامی ایشان سبب شد تا خداوند حضرت را برای حفظ و حراست که آخرین ذخیره الهی بود از دیده­ها غائب گرداند. لذا امام مهدی قبل از قیام، با تلاوت آیه­ای از قرآن به این حقیقت اشاره کرده و می­فرماید:

فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمَّا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُکْماً...[51]

پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید...

غیبت به معنای پنهان شدن از دیدگان است[52] و غایب به کسی گفته می­شود که حاضر و ظاهر نیست[53] و در اصل، درباره پنهان شدن خورشید، ماه و ستارگان به کار می­رود؛[54] همچنین درباره کسی به کار می­رود که مدّتی در جایی حضور دارد و پس از آن، از دیدگان رفته و دیگر دیده نمی­شود.[55] در اصطلاح مهدویت نیز به پنهان زیستی حضرت مهدی «غیبت» گفته می­شود.[56]

به­طور کلّی سه دیدگاه درباره غیبت امام مهدی وجود دارد:

1. پنهان بودن جسم: بسان فرشتگان، ارواح و اجنّه که جسمی نامرئی دارند و یا علی­رغم داشتن جسم مرئی، به قدرت الهی در دیدگان مردم تأثیر و تصرّف نماید تا دیده نشود و حضرت را نبینند... حضرت در جاده­ها حرکت می­کند، در خانه­ها و قصرها وارد می­شود و در شرق و غرب زمین به گردش می­پردازد. سخن مردم را می­شنود و بر گروه مردم سلام می­کند. می­بیند و دیده نمی­شود تا زمان ظهور وعده الهی و ندای آسمانی...[57] از قرآن نیز می­توان امکان استتار و اختفای انسان از دیدگان را – چه به صورت کوتاه مدّت یا دراز مدّت - دریافت کرد.[58] لذا در حدیثی از امام صادق7 می­خوانیم: مردم امام خویش را گم می­کنند، پس آن امام در موسم حج حضور می­یابد و مردم را می­بیند؛ ولی مردم او را نمی­بینند.[59] همچنین در فرازی از دعای ندبه می­خوانیم: سخت است بر من که مردمان را ببینم؛ امّا تو دیده نشوی...[60]و[61]

موارد فوق به معنای دیده نشدن امام است نه شناخته نشدن.(دقت کنید)

2. پنهان بودن عنوان: برخی بر این باورند که مقصود از غیبت، آن نیست که حضرت در یکی از قلّه­های کوه­ها یا در دژی محکم یا در غاری از غارهای زمین نهان است؛ بلکه مقصود از غیبت، ناشناخته بودن آن حضرت است. به عبارت دیگر آن حضرت میان مردم است، همگان او را می­بینند ولی او را نمی­شناسند.[62]

3. پنهان بودن جسم و پنهان بودن عنوان به تناسب شرایط: حضرت در مواردی که صلاح بداند از دیدگان مردم پنهان است – البتّه با تصرّفی که به قدرت الهی در دیدگان افراد می­نماید – نه نامرئی کردن جسم خویش و در مواردی که آن حضرت صلاح بداند به صورت آشکار در جامعه حرکت می­کند و مردم ایشان را می­بینند، ولی نمی­شناسند. برخی علما همچون آیت­الله صافی به این دیدگاه اشاره کرده و می­فرمایند: درباره امام زمانﺃ غیبت به هر دو نحو – غیبت جسم، غیبت عنوان –  تحقّق دارد و فلسفه و فایده غیبت به هر دو نحو حاصل می­شود. از جمع بین روایات و حکایات تشرّف افراد به خدمت آن حضرت و بهره­برداری از تفسیر بعضی از آن­ها از برخی دیگر دانسته می­شود که غیبت آن حضرت به هر دو نحو تحقّق پیدا کرده است.[63]و[64]

در ادامه به پاسخ چندین شبهه در رابطه با غیبت حضرت می­پردازیم:

1.  چه ایرادی داشت که امام مهدی در میان بشر ظاهر بود و هنگامی که اوضاع عالم مساعد می­شد با شمشیر قیام می­کرد؟

در آن صورت امام مورد توجّه دو گروه قرار می­گرفت: 1. مظلومان 2. ستمکاران خونخوار.

گروه نخست به قصد تظلّم و امید حمایت و دفاع دور امام جمع شده و تقاضای نهضت و جهاد می­کردند و گروه دوم که امام مهدی را سدّ راه منافع و مقاصد شوم خویش می­دانستند؛ ناچار بودند وجود مقدّس حضرت را از میان بردارند.[65]

2.  آیا امام مهدی از مرگ خود می­ترسد؟

هرچند شهادت آرزوی مردان خداست ولی شهادتی مطلوب است که در میدان انجام وظیفه الهی و به صلاح و دین خدا باشد. اما آن­گاه که کشته شدن فرد به معنی به هدر رفتن و از دست رفتن اهداف باشد، ترس از قتل، امری عقلی و پسندیده است.[66]

لذا از تعبیر امیرالمؤمنین7 که فرمود: «هنگامی که مرگ شبیخون زند او را ترسی در دل نباشد و چون مرگ روی نماید سستی و ناتوانی از خود نشان ندهد» معلوم می­شود امام مهدی ترسی از مرگ و شهادت ندارد.[67]

3. مگر خدا قدرت حفظ جان امام زمانﺃ را در صورت ظاهر بودن ندارد؟

در پاسخ می­گوییم: اولأ دنیا دار تکلیف و امتحان است، ثانیأ دنیا، دنیای اسباب و مسبّبات است. علاوه بر اجل و اجل مسمّی؛ و همچنین روابط علّت و معلولی؛ حکمت خداوند چیزی است و قدرت او چیزی دیگر، حکمت خداوندی اقتضای غیبت امام مهدی را داشته است و این به معنای عدم قدرت خدا بر یاری آن حضرت نمی­باشد.[68]

4. اگر حضرت ظاهر بود، امکان تسلیم ستمکاران بیشتر نبود؟

در پاسخ می­گوییم: خیر، چنان که مطالعه تاریخ بوضوح خلاف این ادّعا را اثبات می­کند.

5. اگر امام ظاهر بود و در برابر ستمکاران سکوت می­کرد، اتّفاقی برای حضرت رخ نمی­داد!

اولأ دشمنان به سکوت حضرت راضی نمی­شدند؛ ثانیأ مردم به سکوت حضرت رضایت نمی­دادند و خواستار برپایی حکومت می­شدند، ثالثأ در آن صورت وجود امام زمانﺃ معنا و مفهومی نداشت. رابعأ مردم با این سکوت امام، کم­کم از اصلاح جهان و غلبه حق مأیوس گشته و در نویدهای قرآن و پیامبر9 شک می­کردند.[69]

6. آیا بحث غیبت از جعلیّات عدّه­ای فرصت طلب مثل «عثمان بن سعید» در جهت حفظ مقام خویش نیست؟

قریب نود حدیث در مورد غیبت طولانی امام مهدی و توصیه ائمه هدی به قبول مسأله غیبت و پایداری در ایمان شده، لذا در حدیثی از پیامبر9 ضمن تأیید و تأکید بر مسأله غیبت می­خوانیم: «هرکس زمان غیبت را درک کرد، باید دینش را نگهداری کند و شیطان را از طریق شک به خود راه ندهد. مبادا که او را از ملّت من بلغزاند و از دین خارج سازد چنان­که قبلأ پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. خدا شیطان را دوست و فرمانروای کفّار قرار داده است.»[70]

به همین جهت امام صادق شاید یکی ازحکمت­ها تمییز و تمحیص است؛ یعنی جدا شدن و خالص شدن.[71]

تنبیه، تأدیب و ایجاد شوق یکی دیگر از حکمت­های غیبت می­تواند باشد.[72]

یکی دیگر مهلت دادن است؛[73] مهلت دادن یکی از انواع امتحان کردن است.

 فرمود: «اگر خبر غیبت را شنیدید، انکار نکنید.[74] به خدا سوگند! اگر غیبتش به اندازه عمر نوح7طول بکشد، از دنیا خارج نمی­شود تا اینکه ظاهر گردد و دنیا را پر از عدل و داد کند.»

حتّی «حسن بن محبوب» صد سال قبل از زمان غیبت، اخبار غیبت را در کتاب خود «مشیخه» ثبت کرده است. گروهی از دانشمندان و راویان حدیث و اصحاب ائمه، قبل از ولادت امام زمانﺃ و حتّی قبل از ولادت پدر و جدّ مبارکشان، کتاب­هایی در خصوص غیبت نوشته و احادیث مربوط به مهدی موعود و غیبتش را در آنها درج کرده­اند: علی بن حسن بن محمد طائی طاطاری،[75] علی بن عمر اعرج کوفی،[76] ابراهیم بن صالح انماطی،[77] حسن بن علی بن ابی حمزه،[78] عباس بن هشام ناشری اسدی،[79] علی بن حسن بن فضال[80] و فضل بن شاذان نیشابوری[81] از این قبیل هستند.

7. مگر حضرت مهدی نمی­داند که عیسی7 پشت سر او نماز می­خواند؟ پس ترس از چیست که در پس پرده غیبت است؟

در پاسخ می­گوییم چرا پیامبر9 در غار حرا مخفی شد؟ مگر نمی­دانست که دین اسلام تمام جهان را خواهد گرفت؟ چرا در پیمایش راه مکّه به مدینه از بیراهه رفت؟ چرا موسای کلیم ترسان و نگران چشم به راه حادثه بود؟ چرا ترسان و نگران از مصر بیرون رفت؟ چرا موسی بن عمران می­ترسید با اینکه می­دانست همچنان خواهد زیست تا بنی­اسرائیل را از دست فرعون و فرعونیان نجات خواهد داد؟ با نگاهی به تاریخ جوامع اسلامی؛ عالمان اصلاح­گری را می­یابیم که نه ادّعای مهدویّت داشته­اند و نه داعیه برچیدن ظلم و ستم و برقراری صلح و عدل جهانی، بلکه تنها هدف ایشان بیداری ملّت­ها و هدایت معنوی مردمان مسلمان بوده است؛ با این حال آن عالمان دینی را در بدترین شرایط ممکن و زیر شکنجه­های سهمگین به شهادت رساندند؛ حال اگر مهدی موعود از پس پرده غیبت بدون فراهم شدن شرایط ظهور رخ نمایان می­نمود، آن جانیان و طاغیان چه می­کردند؟

در طول تاریخ؛ زورمندان و سلطه­گران، این نسل پاک و پاکیزه را به شدّت تضعیف نمودند و آنچه دلهای لبریز از کینه و جاه­طلبی شان خواست، در دشمنی با آنان انجام دادند و کار به جایی رسید که مردم دنیاپرست در راه تقرّب به فرمانروایان و به دست آوردن دل آنان، سرهای مقدّس فرزندان پیامبر9 را به حاکمان هدیه بردند.[82]و[83]

می­توان علاوه بر جنایات این مجرمان، گناهان شیعیان را نیز بر دلایل غیبت افزود؛ امام مهدی در توقیع خود به «شیخ مفید» می­فرماید: «... ما را چیزی جز اعمال نکوهیده آنها (منظور شیعیان) محبوس نمی­سازد. اعمال آنها به ما می­رسد و ما را اندوهگین می­سازد که ما چنین انتظاری از آنها نداشتیم...»[84]و[85]

امام باقر7 می­فرماید: «شما مردمی هستید که با دل ما را دوست می­دارید، ولی عمل شما با این محبّت ناسازگار است. به خدا سوگند! اختلاف اصحاب پدید نمی­آید و به همین دلیل صاحب شما از دست شما گرفته می­شود...»[86]

بدین سان غیبت آخرین حجّت خداوند، نماد خشم خدا بر زمینیان است که با چراغ­های هدایت به گونه­ای ناشایست برخورد کردند و این تبلور کلام امام باقر7 است که حضرت فرمود: در آن هنگام که خداوند بر بندگانش خشمگین شود، ما را از همسایگی آنها دور سازد.[87]

8. اگر خدا امام مهدی را برای قیام مقرّر فرموده، ترس از کشته شدن چه معنی دارد؟

موسی7 و هارون7 هم از کشته شدن می­ترسیدند که خداوند به آنها فرمود:

... کَلاَّ فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ‌[88]

...«چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!

لذا وقتی «عبدالله بن عطا» از امام باقر7 درخواست قیام کرد؛ حضرت آن را به موعود نسبت داده و فرمود:

«همانا کسی از ما نیست که با انگشتان مورد اشاره واقع شود و بر سر زبان­ها افتد مگر اینکه از شدّت خشم می­میرد، یا مرگ طبیعی او را در می­یابد.»[89]

9. وجود امام مردم را از عمل زشت و قبیح دور می­کند؛ ولی این فایده با وجود امامی غائب حاصل نمی­شود؛ لذا فرقی بین وجود امام غائب و عدم وجود امام نیست و در هر دو صورت فایده­ای ندارد.

غیبت به معنای عدم نیست بلکه در مقابل ظهور قرار می­گیرد و می­دانیم تفاوت حضور و ظهور مانند سخنرانی است که صدای او در خارج از سالن همایش پخش شده در عین حال افراد بیرون از سالن او را نمی­بینند یعنی ظهور محقّق نشده امّا حضور او را به واسطه بروز علائم مبنی بر وجود (شنیدن صدای او) درک می­کنند و اگر گفته شود می­توان صدای شخص را ضبط کرد و بعدها گوش داد و این نیازی به حضور سخنران ندارد؛ می­گوییم: اگر به سخنرانی  این خطیب در محفل دیگری و با موضوع و محوریت دیگری نیاز بود چه؟ پس ابتدا باید مشخّص شود نصب امام با چه هدف و انگیزه­ای بوده تا بتوان به صورت مشخّص پیرامون آن بحث کرد؛ مگر هدف چیزی جز نجات مردم از گمراهی و ضلالت؛ و به تبع آن پیمودن راه سعادت بوده است؟

تصوّر کنید به فردی گفته شود برای رسیدن به منافع مادّی باید از خانه خود خارج شده و به سوی بازار حرکت کند؛ و این جز با سوار شدن بر خودرو در مناسبات اجتماعی امروز میسّر نیست؛ پس قدم اوّل برای رسیدن به مطلوب که همان مادّیات است و محلّ وصول آن بازار است؛ حرکت به سوی خودرویی است که ما را به بازار می­رساند؛ حال آیا می­توان به دلیل دوری مسافت (مثلأ از خانه تا کناره جادّه) و عدم رؤیت خودرو، فرض را بر عدم وجود خودرو دانست؟

بنابراین وظیفه ما ابتدا حرکت به سوی امام است و بعد فرمانبرداری و پیمودن مسیر سعادت و کمال معنوی با رهنمودهای امام؛ همان­طور که اگر از خانه تا سر خیابان برای سوار شدن به خودرو اقدام نکنیم به بازار نمی­رسیم؛ همان گونه اگر به سمت شناختن امام نرویم، از پیمودن صراط مستقیم محروم خواهیم بود و این ارتباطی به غیبت ندارد؛ ایراد از ماست، چنانچه برای شناخت و فرمانبرداری از امام در عصر غیبت، وظیفه دیگری بر دوش ماست و آن اطاعت از فقها و مجتهدان است که در جای خود به آن پرداخته­ایم.[90]

گذشته از این وجود امام غائب مایه دلگرمی است که در عدم وجود امام چنین تکیه گاهی احساس نمی­شود؛ پس بودن و نبودن متفاوت است، درست مانند تفاوت کودکی که پدرش در زندان است و کودک یتیمی که پدر خود را از دست داده است.

10. امامت با حضور معنا می­یابد؛ آیا این در دوران غیبت ملغی نمی­شود؟

محرومیت مردم از امام مهدی در دوران غیبت، بخش مباشرت او در هدایت ظاهری و تشکیل حکومت و اجرای عدالت است وگرنه هدایت معنوی او به حال خود باقی است+غیبت شأنیه در موعود نامه مطرح شود.

غیبت امام در یک شأن است؛ مانند اینکه زمانی که پیامبر9 در مکّه بود؛ در مدینه غائب بود؛ زمانی که در شهر بود در سفر نبود و زمانی که در سفر بود در شهر غائب بود امّا در هیچ یک از این موارد حجّت بودن او منتفی و ملغی نمیشد.

امام از نظر شیعه دو جنبه امامتی و ولایتی دارد؛ در جنبه امامتی باید حضور داشته باشد و غیبت او جنبه ولایتی­اش را خدشه­دار نمی­کند. بنابراین در عصر غیبت جنبه ولایتی امام مدنظر است.

در دوران غیبت دو خطر بزرگ وجود دارد:

1. پدید آمدن افکار و دعوت­های باطل.[91]

2. سست ایمانی و بی­دینی مردم.[92]

فرعون مدّت بیست و چند سال حضرت موسی را در خانه خود پرورش داد بدون اینکه او را بشناسد و بداند که او همان موسای موعود است و در تمام این مدّت شکم زن­های حامله را می­شکافت و نوزادانشان را به قتل می­رساند و حضرت موسی این جنایات را با چشم خود می­دید؛ ولی فرعون او را نمی­شناخت.

اکنون مدّت یازده قرن و نیم است که حضرت ولی­عصر در میان ماست و شاهد اعمال ناروای ماست، او ما را می­بیند و می­شناسد ولی ما او را می­بینیم و نمی­شناسیم![93]

  منبع: کتاب امام زمان ما
جهت خرید کتاب اینجا کلیک کنید

[1] . مهدی موعود، ص 365

[2] . بحار، ج 53 ص 6

[3] . روزگار رهایی ج 1، ص 275

[4] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 21

[5] . نگین آفرینش، برگرفته از ص 34

[6] . ارشاد شیخ مفید، ج 2 ص 339

[7] . الغیبه نعمانی، ص 175 ح 15

[8] . کافی، ج 1 ص 340

[9] . ارشاد شیخ مفید، ج 2 ص 340

[10] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 41 و 42

[11] . 58 غافر/23 فتح/77 اسراء

[12] . کمال الدین و تمام النعمه، ج 1 ص 254-300

[13] . نگین آفرینش، ص 63

[14] . اشاره به آیه 101 مائده

[15] . 23 انبیاء

[16] . 179 آل­عمران

[17] . مهدی منتظر، ص 50

[18] . 102 مائده

[19] . کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 481

[20] . دادگستر جهان، ص 147

[21] . اشاره به داستان سوره کهف

[22] . بحار، ج 52 ص 113

[23] . 141 + 179 آل­عمران

[24] . مهدی منتظر، ص 61

[25] . 17 طارق

[26] . 2 عنکبوت

[27] . 249 بقره

[28] . غیبت نعمانی، ص 316

[29] . به عقیده نگارنده شاید بتوان عطش انتظار را نیز در معنای عام جای داد که منطبق بر پیروزی یاران اندک بر دشمن بسیار است و در بحث سلاح و سپاه امام به آن اشاره کرده­ایم.

[30] . روزگار رهایی ج 1، ص 212

[31] . علل الشرایع، ج 1 ص 245

[32] . اشاره به 18 شعراء

[33] . مهدی منتظر، ص 53

[34] . اثبات الهداه، ج 6 ص 437

[35] . دادگستر جهان، ص 147

[36] . 21 شعراء/الغیبه نعمانی، ص 174 ح 11

[37] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 49 و 50

[38] . شواهد قرآنی 118 شعراء/ 48 مریم/99 صافات/21 قصص/168 و 169 شعراء/ 16 کهف

[39] . مهدی منتظر، ص 55

[40] . 3 بقره / آیات ابتدایی بقره مربوط به قیامت نیست چرا که غیر مسلمان (برخی از یهود و نصاری) نیز به قیامت ایمان دارند، پس شایسته نیست که خداوند مؤمنین را به اعتقاد اشتراکی با دیگران مدح کند.

[41] . کمال­الدین و تمام النّعمه جلد 1، ص 170

[42] . کافی، ج 1 ص 338 ح 7

[43] . کافی، ج 1 ص 338 ح 9/الغیبه نعمانی، ص 166 ح 6

[44] . کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 376 ح 7

[45] . کافی، ج 1 ص 336 ح 3

[46] . کمال الدین و تمام النعمه، ج 1 ص 51/بحار، ج 51 ص 67

[47] . کمال الدین و تمام النعمه، ج 2 ص 384

[48] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 35

[49] . اثبات الوصیه ص 231

[50] . فرهنگ الفبایی مهدویت، ص 46

[51] . 21 شعراء

[52] . «فترت» زمانی است که حجّت خدا و امام بر مردم حضور نداشته باشد... فترت به معنای امتناع از ظهور است نه از میان رفتن شخص؛ «سبطه» نیز شبیه فترت و البتّه کمتر از آن است.

[53] . لسان العرب، ج 4 ص 454

[54] . الصحاح جوهری، ج 1 ص 196

[55] . الفروق اللغویه، ابو هلال عسکری، ص 63

[56] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 33

[57] . الغیبه نعمانی، ص 144

[58] . 9 یس، 45 اسراء

[59] . کافی، ج 1 ص 337 ح 6

[60] . الاقبال، ص 298

[61] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 36-38

[62] . راه مهدی، ص 78

[63] . پاسخ ده پرسش، ص 67

[64] . درسنامه مهدویت جلد 2، ص 40

[65] . دادگستر جهان، ص 148

[66] . نگین آفرینش، ص 67

[67] . غیبت نعمانی، ص 305

[68] . برگرفته از امام مهدی از ولادت تا ظهور

[69] . برگرفته از دادگستر جهان

[70] . اثبات الهداه، ج 6 ص 386

[71] . 141 + 179 آل­عمران

[72] . مهدی منتظر، ص 61

[73] . 17 طارق

[74] . اثبات الهداه، ج 6 ص 350

[75] . رجال نجاشی، 193/رجال شیخ طوسی،357

[76] . رجال نجاشی، 194

[77] . فهرست شیخ طوسی، 75/رجال نجاشی، 28

[78] . رجال نجاشی، 28

[79] . رجال نجاشی، 215/رجال شیخ طوسی

[80] . رجال نجاشی، 195

[81] . رجال نجاشی، 235

[82] . بحار ج 14 ص 175

[83] . امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 80

[84] . ارشاد مفید، ص 10 مقدّمه

[85] . روزگار رهایی ج 1، ص 307

[86] . بحار، ج 52 ص 110

[87] . کافی، ج 1 ص 343 ح 3

[88] . 15 شعراء

[89] . غیبت نعمانی، ص 240

[90] . شبهات در غیبت شیخ طوسی،  ص 39 و 40 آمده است.

[91] . بحار، ج 51 ص 118

[92] . بحار، ج 52 ص 259

[93] . روزگار رهایی ج 1، ص 213

Image

مدیر سامانه

مطالب مرتبط

غیبت کبری | شبهاتی پیرامون غیبت طولانی مدت امام زمان که تا این لحظه استمرار داشته است

اولین سؤال این است که چرا از ابتدا غیبت کبری شکل نگرفت؟ هر چیزی را وقت و اجلی است.(اجل کتاب) می­دانیم دو دولت حق و باطل وجود دارد؛ امام صادق ذیل آیه 140 آل­عمران فرمود: همواره از هنگامی که خداوند آدم را آفریده؛ یک دولت برای خدا بود و یکی برای ابلیس، پس کجا شد دولت مستقل خدا؟ نیست مگر قائم.

جعل مهدویت | گروهها و فرقه های گمراه مدعی مهدویت | چه کسانی و چه افرادی ادعای مهدی بودن داشته اند؟

هر چند افرادی همچون «احمد امین» پیدایش مدّعیان مهدویت را از آثار سوء اعتقاد به مهدویت دانسته که مشکلاتی برای جامعه اسلامی ایجاد کرده­اند؛ امّا این دلیل بر آن نیست که عقیده مسلّمی را کنار بگذاریم، چه اینکه در طول تاریخ افراد بسیاری مدّعی نبوّت شده­اند؛ آیا می­توان به جهت این ادّعاهای واهی، نبوّت و اصل رسالت را کنار گذاشت؟ گذشته از این، ادّعاهای پوچ تقویت کننده عقیده مهدویت است و این تبلیغ و ترویج مهدویت بصورت صحیح و آگاهی بخشی به مردم توسط علما را می­طلبد.

مدعیان دروغین نیابت امام مهدی | ادعای کذب نیابت پس از نایب چهارم

در بحبوحه تفرقه افکنی که با ارشادات نوّاب اربعه این قائله ختم به خیر شد، عدّه­ای فرصت­طلب پای در میدان گذاشته و ادّعای دروغین نیابت کردند. این ادّعاهای پوچ از زمان نائب دوم به بعد صورت گرفته و مطرح شد. «عثمان بن سعید» از افراد مشهور و مورد اطمینان شیعیان بود، او که از طرف امامین عسکریین وکالت داشت با توجّه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، با جهادی بزرگ نیابت را پذیرفت، چرا که دیگران جسارت گرفتار شدن در چنگال مرگ را نداشتند و از طرفی مردم به چنین چیزی عادت نکرده بودند و این کار احتیاج به زمان داشت؛ در دوره عثمان بن سعید این کار صورت گرفت و بحث نیابت مورد پذیرش مردم قرار گرفت؛ پس از او و در دوره نیابت فرزندش، به دلیل انس مردم به مسئله نیابت؛ راه برای ادّعای مدّعیان دروغین هموارتر شد با این حال بیشتر شیعیان به دلایلی فریب مدّعیان دروغین را نخوردند

نواب اربعه | مطالبی پیرامون 4 نایب خاص امام زمان در عصر غیبت صغری

بعد از شهادت امام عسکری شیعیان ابتدا به 14 فرقه متفرّق شدند ولی بعد از مدّت کوتاهی با ارشادات علما و اصحاب، همگی بر اعتقاد به ولادت و وجود امام اتّفاق نمودند.و ارتباط شیعیان با نوّاب خاص در دوره­های نخست به­طور عمده به واسطه وکیلان بود. در عدد نوّاب و وکلا اختلاف است؛ امّا وکالت چهار نفر در بین شیعیان معروف است: عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری.

غیبت صغری | شروع غایب شدن امام مهدی

همان­طور که قبلأ اشاره کردیم امام مهدی دو غیبت داشته که اولین آن غیبت صغری بوده است. دوران غیبت صغری که برخی آغاز آن را از همان ابتدای ولادت و برخی بعد از شهادت امام عسکری می­دانند، در واقع نوعی آماده سازی برای غیبت طولانی بود. باید توجه داشت اگر آن غیبت، یکباره رخ می­نمود، ضربه سنگینی به پایگاه­های مردمی و طرفداران امامت وارد می­شد؛ زیرا مردم، پیش از آن با امام خود ارتباط داشتند و در مشکلات به او رجوع می­کردند؛ اگر ناگهان امام غائب می­شد و مردم احساس می­کردند دیگر به رهبر فکری و معنوی خود دسترسی ندارند، ممکن بود همه چیز از دست برود و آن جمع به تفرقه دچار شوند. غیبت صغری با ویژگی­های خاص خود، دورانی لازم و ضروری بود که به حکمت خداوند، در تاریخ شیعه رقم خورد تا جامعه شیعی را به کامل­ترین صورت ممکن مهیای فصلی تازه از زندگی خود کند.

تشبیه امام زمان به خورشید پشت ابر | امام مهدی و شباهت به خورشید پشت ابر | فواید امام زمان در دوران غیبت

خداوند متعال در نظام شگرف منظومه هستی دو نیرو به ودیعت گذاشته که عامل بقای این مجموعه است؛ یکی «نیروی جاذبه» و دیگری «گریز از مرکز». اگر لحظه­ای نیروی جاذبه نباشد، این نظام شگرف از هم می­پاشد و این منظومه­ها به هم می­ریزند و تمام سیّاره­ها پراکنده گشته و با خروج از مدار خود به یکدیگر برخورد می­نمایند و همه چیز در این فضای بی­کران منهدم می­گردد. همان­طور که خورشید در مرکز این مجموعه، آنچه را بر گرد آن می­چرخد به خود جذب می­کند و مانع از فروپاشی نظام خلقت است، وجود با برکت امام مهدی هم باعث جذب دل­ها و فطرت­های پاک به سوی خود است و عاشقان و شیفتگان را از هلاکت اعتقادی و اخلاقی حفظ می­کند.

نظرتان را قرار دهید


تصویر امنیتی